بازگشتى در آن نيست ! آنان با الهام گرفتن از قرآن مجيد به خوبى مىدانند كه همهء انسانها در زيان و خسرانند جز مؤمنان صالح العمل و طرفدار حق و استقامت و صبر
« وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ »
.
تعبير از دنيا پرستان به فرزندان دنيا و تعبير از مؤمنان صالح به فرزندان آخرت از آن نظر است كه همواره فرزند از طريق عامل وراثت و ژنها شباهت زيادى به پدر و مادر خود دارد ، شباهتى كه سبب محبّت و دوستى و به هم پيوستگى مىشود آرى دنيا پرستان فرزند دنيا هستند ، به همين دليل عشق به دنيا تمام وجودشان را پر كرده است ، به گونهاى كه گويى براى آنها همه چيز ، دنياست و جز آن چيزى وجود ندارد ، و در عمل شعارشان
« ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا »
« 1 » است هر چند در عقيده ، به ظاهر مسلمانند و به همين دليل دائما در جهانى پر از اوهام و خيالات زندگى مىكنند .
ولى فرزندان آخرت ، عشق به خدا تمام وجودشان را پر كرده است ، آنها از مواهب زندگى مادى دنيا براى سعادت جاويدان و ابدى خود بهره مىگيرند بىآن كه در آن غرق شوند .
بعضى از شارحان نهج البلاغة گفتهاند : اين تعبير اشاره به آن است كه مؤمنان صالح در آخرت به فرزندانى مىمانند كه در آغوش پدر قرار گرفته ، در حالى كه دنيا پرستان همچون كودكان يتيم ، بينوا و محرومند ! ولى اين تفسير با جملهء « انّ كلّ ولد سيلحق بابيه يوم القيامة » ( هر فرزندى به زودى به پدرش در قيامت ملحق مىشود ) سازگار نيست ، بلكه اين تعبير مىرساند زندگى مادى منهاى ايمان و تقوى در قيامت به صورت دوزخ مجسّم مىشود ، و دنيا پرستان در آغوش آن قرار مىگيرند ، همان گونه كه قرآن مىگويد :
و
هامش
( 1 ) سورهء جاثيه ، آيهء 24 .