مىسازد و مىفرمايد : « هر يك از اين دو ( دنيا و آخرت ) فرزندانى دارند ( كه به آن دل بستهاند ) امّا شما از فرزندان آخرت باشيد ، نه از فرزندان دنيا ! ( و لكلّ منهما بنون ، فكونوا من أبناء الآخرة ، و لا تكونوا من أبناء الدّنيا ) .
« چرا كه هر فرزندى روز رستاخيز به پدر خود ملحق مىشود ( فإنّ كلّ ولد سيلحق بأبيه يوم القيامة ) .
آرى در اينجا دو خط وجود دارد ، خط دنيا پرستان ، و خط عاشقان آخرت ، هر چند گروهى نيز در ميان اين دو خط سرگردانند ! فرزندان دنيا جز خواب و خور و خشم و شهوت ، طرب و عيش و عشرت ، چيزى را به رسميّت نمىشناسند ، آنها تنها به ظاهر زندگى دنيا دل بستهاند و حتى به خود اجازه نمىدهند كه بينديشند از كجا آمدهاند و در كجا هستند و به سوى كجا مىروند . آرى آنها مصداق اين آيهاند :
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ »
. « 1 » آنها چنان در دنيا زندگى مىكنند كه گويا عمر جاويدان دارند ، و چنان بر آن و بر اموالشان تكيه كردهاند كه گويا هرگز زوال و فنائى در كار نيست ، آن گونه كه قرآن مجيد مىفرمايد :
« يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ »
: « چنين مىپندارد كه اموالش او را جاودانه مىسازد » . چنان براى دنيا در تلاش و كوششاند ، و چنان براى به چنگ آوردن ذخائر مادى حريصند كه اگر به آنها گفته مىشد عمر جاويدان و ابدى داريد بيش از اين تلاش نمىكردند ! ولى آنها كه فرزندان آخرتند با نگاهى دقيق و نافذ به اعماق زندگى دنيا نگريسته ، و آن را تو خالى و ناپايدار و بىقرار يافتهاند ! همچون سرابى فريبنده در بيابانى خشك و سوزان ، يا همچون مارى خوش خط و خال كه زهر كشندهاش را براى طالبانش پنهان كرده است ! آنها علىوار تشريفات و زرق و برق زندگى دنيا را طلاق داده ، طلاقى بائن كه
هامش
( 1 ) سورهء روم ، آيهء 7 .