( و اين در صورتى است كه « اصطبّ » مفهومى غير از « صبّ » داشته باشد ) . « 1 » به هر حال « صبابة » مقدار كمى از مايع درون ظرف است كه باقى مانده است كه يا آن را نيز مىريزد و يا با آن كامش را تر مىكند .
بعضى نيز براى « اصطبّ » معنى ديگرى ذكر كردهاند كه دلالت بر نوشيدن باقيماندهء ته ظرف دارد ، اين جمله خواه به معنى باقى گذاشتن مقدار ناچيزى از آب در ته ظرف و خواه به معنى نوشيدن آب باشد اشاره به عمر كوتاه دنياست كه هيچ كس بهرهء قابل توجهى از آن نمىگيرد ، دورانش كوتاه و نعمتهايش زوال پذير و زودگذر و كم دوام است .
هرگز باقيماندهء ته ظرف ، بعد از آن كه آب يا مايع ديگر درون آن را بريزند ، كسى را سيراب نمىكند ، گلى از آن نمىرويد ، درختى با آن پرورش نمىيابد . باغ و مزرعه و مرتعى را سيراب نمىكند و اين گونه است حال دنيا ، و تشبيه حيات زودگذر دنيا به صبابه بيانگر اين واقعيتهاست و اين كه دنيا را تشبيه به ظرف پر از آبى مىكند كه آن را فرو ريخته باشند و ته ماندهاى از آن باقى بماند به خاطر چيزى است كه از روايات اسلامى استفاده مىشود كه ما در قسمتهاى پايانى دنيا زندگى مىكنيم و بيشترين بخش از عمر دنيا گذشته و به همين دليل پيامبر اسلام را پيامبر آخر الزمان مىگويند .
و سپس مىافزايد : « آگاه باشيد كه آخرت ( به سوى ما ) روى آورده است ألا و إنّ الآخرة قد أقبلت » .
چرا كه هر چه از عمر دنيا كم مىشود به آخرت نزديكتر مىشويم ، ما بر قطار زمان سواريم قطارى كه به سرعت به سوى آخرت پيش مىرود ، لحظهها ، دقيقهها ، ساعتها ، روزها ، هفتهها ، ماهها ، و سالها بيانگر سرعت سير اين قطار بزرگ جهان انسانيت است .
سپس اين معلم بزرگ جهان انسانيت تكليف مردم را در اين ميان ، روشن
هامش
( 1 ) از مراجعه به كتب لغت روشن مىشود كه براى كلمه « اصطبّ » هر دو معنى را ذكر كردهاند .