بخش سوم
فإن أبوا أعطيتهم حدّ السّيف و كفى به شافيا من الباطل و ناصرا للحقّ ! و من العجب بعثهم إليّ أن أبرز للطّعان ! و أن أصبر للجلاد ! هبلتهم الهبول ! لقد كنت و ما أهدّد بالحرب و لا أرهب بالضّرب ! و إنّي لعلى يقين من ربّي و غير شبهة من ديني .
ترجمه
اگر آنها از پذيرش حق امتناع كنند ، لبهء تيز شمشير را به آنها مىبخشم ، همان شمشيرى كه بهترين درمان باطل ( در برابر زورگويان ) و يار و ياور حق ( در برابر ستمگران خودكامه ) است . راستى عجيب است كه از من خواستهاند در برابر نيزههاى آنان حاضر شوم و در مقابل شمشيرهايشان شكيبا باشم ! ( آرى آنها به من اعلان جنگ دادهاند ! ) مادران در سوگشان به عزا بنشينند ! من كسى نبودم كه به نبرد تهديد شوم يا از شمشير و نيزه مرا بترسانند ! چرا كه من به پروردگار خويش يقين دارم و در دين و آئين خود ، كمترين شكّ و ترديدى ندارم .
شرح و تفسير
آيا مرا تهديد مىكنيد ؟
در بخش گذشتهء اين خطبه امام عليه السّلام تكيه بر استدلال منطقى فرموده و آنها را با بيانى روشن و قاطع ، اندرز مىدهد تا به اشتباه خويش پى برند و از راه شيطان ، باز گردند و به بيعتى كه با امام داشتهاند ، وفادار مانده ، دست از آتش افروزى و جنگ