با اين حال ، عجيب است كه آنها ، به عنوان خونخواهى عثمان ، قيام كردند ! در عالم سياست ( سياست منهاى تقوا و پرهيزكارى و ايمان ) اين مسائل ، عجيب نيست كه افرادى ، خودشان ، توطئه مىكنند و بعد به عنوان دفاع ، در برابر توطئه قيام مىكنند ! امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : اگر ( فرضا ) من ، در ريختن اين خون ، شريكشان بودهام ، آنها نيز سهيم بودهاند و اگر تنها ، خودشان ، مرتكب اين كار شدهاند ، مسئوليت آن بر گردن خودشان است ، ( فلئن كنت شريكهم فيه فإنّ لهم لنصيبهم منه و لئن كانوا ولوه دوني فما التّبعة إلّا عندهم ) .
اين سخن ، اشاره به اين دارد كه همه مىدانند كه آنها ، در قتل عثمان ، سهمى داشتهاند و به فرض كه مرا هم در اين كار سهيم بدانند ( در حالى كه من ، نه تنها ، سهمى نداشتم ، بلكه در خاموش كردن آتش فتنه كوشش فراوان كردم ) سهم خودشان غير قابل انكار است و اگر محرّك اصلى ، آنها هستند هم آنها بايد پاسخگو باشند ! با اين حال ، چه قدر بىشرمى است كه آنها ، قيام و خون عثمان را از من طلب كنند .
حضرت ، براى تكميل اين سخن مىفرمايد : « مهمترين دليل آنها ، بر ضد خودشان است ، ( و هر چه بگويند ، مصداق اصلىاش ، هستند ، ( و إنّ أعظم حجّتهم لعلى أنفسهم ) .
آن گاه ، از انگيزهء اصلى آنها پرده برداشته ، مىفرمايد كه : مطلب اصلى ، چيز ديگرى است . آنها ، مايل بودند اوضاع زمان عثمان ادامه مىيافت و براى اين گروه ، امتيازاتى در بيت المال قرار داده مىشد ، ولى آن دوران گذشت و ديگر باز نمىگردد :
« آنها ، مىخواهند از مادرى شير بنوشند كه شيرش را بريده و بدعتى را زنده كنند كه مدتها است مرده است ، ( يرتضعون امّا قد فطمت و يحيون بدعة قد أميتت ) .
در تفسير اين جمله ، احتمالات ديگرى نيز داده شده است ، از جمله اين كه
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢