حضرت ، عاقبت آنها را ، نوميدى و شكست اعلام مىكند ، عاقبت فرصت طلبانى ، كه خود از بانيان قتل عثمان بودهاند ، سپس به خون خواهى او برخاسته و در ميان صفوف مسلمانان تفرقه افكندهاند و گروهى ، چشم و گوش بسته ، به دنبال آنها افتاده و خود را در دنيا و آخرت گرفتار زيانكارى و رسوايى كردهاند .
حضرت ، در ادامهء اين سخن مىفرمايد : من به حجّت الهى و علم او در بارهء اين گروه راضىام ( و حاكم ميان من و آنها ، خدا است ) ، و إنّي لراض بحجّة اللّه عليهم و علمه فيهم .
ممكن است كه منظور از حجّت الهى ، همان دستورى باشد كه در بارهء ياغيان و متجاوزان در قرآن مجيد آمده است كه مىفرمايد :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ »
« 1 » .
هرگاه ، دو گروه از مؤمنان ، با هم به نزاع پردازند ، آنها را آشتى دهيد و اگر يكى از آن دو به ديگرى تجاوز كند ، با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد .
جملهء « علمه فيهم » ممكن است اشاره به حديث مشهورى باشد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بارهء على عليه السّلام فرمود : « قاتل النّاكثين و القاسطين و المارقين ، » او ، با ناكثين و قاسطين و مارقين ، پيكار خواهد كرد » . هنگامى كه امّ سلمه ، در بارهء اين سه گروه سؤال مىكند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ناكثين را به پيمان شكنان جمل ، و قاسطين را به لشكريان شام ، و مارقين را به اصحاب نهروان ، تفسير مىفرمايد . « 2 » روشن است كسى كه راضى به رضاى خدا و آگاه از آيندهء اين گونه حوادث دردناك و شكست و نوميدى دشمنان باشد ، روح او ، مملو از رضايت و خشنودى و آرامش خواهد بود .
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ، آيهء 9 .
( 2 ) احقاق الحق ، جلد 4 ، صفحهء 99 ، ( به نقل از ينابيع المودّة ) .