غير شبهة من دينى ) .
جملهء « هبلتهم الهبول » « 1 » - با توجه به اين كه مفهوم هبل ، به عزاى فرزند نشستن است - اشاره به اين است كه شما ، ارزش زنده ماندن را نداريد و بايد بميريد و مادرانتان به عزايتان بنشينند كه اين چنين در قضاوت و تدبير خود ، گرفتار خطاها و اشتباهات روشن هستيد . شبيه اين جمله در ادبيات عرب ، عبارت « ثكلتهم الثّواكل » است كه آن نيز به همين معنا است .
به هر حال ، امام عليه السّلام در اين جملههاى حساب شده و پر معنا نخست ، به سابقهء زندگى خود اشاره مىكند و به كنايه مىگويد كه حتّى مشركان عرب مرا به خوبى مىشناختند و هرگز كسى در دوران زندگانىام مرا به جنگ و مبارزه تهديد نكرد ، حال ، شما كه اين همه با من بودهايد و ادّعاى مسلمانى داريد ، چرا تهديد مىكنيد ؟ ! اشارهء ديگر حضرت به اين است كه كسى ، از جنگ مىترسد كه از مرگ و شهادت بترسد و كسى از مرگ و شهادت مىترسد ، كه يقين قاطع به پروردگار نداشته باشد و در مسيرى كه مىپيمايد گرفتار شكّ و شبهه گردد ، زيرا ، آن كس كه به مسير خود ايمان دارد و صاحب يقين و اعتقاد راسخ است ، مىداند كه در جنگ با دشمنان حق ، هرگز شكستى نيست ، بلكه يا پيروزى بر دشمن است و يا شهادت و انجام وظيفه و شتافتن به جوار قرب پروردگار و بهرهمندى از حيات ابدى و جاويدان . و اين ، همان
« إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ »
- يكى از دو نيكى - است كه در آيهء شريفهء 52 از سورهء توبه آمده است !
« قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ »
، بگو : « آيا در بارهء ما ، جز يكى از دو نيكويى ( پيروزى يا شهادت ) را انتظار داريد ! » گروهى از مفسّران نهج البلاغه ، معتقدند كه جملهء « فإنّي لعلى يقين من ربّي » و جملهء « و غير شبهة من ديني » ، يك مفهوم را مىرساند و تأكيد هم است ، ولى حق اين است كه اين دو جمله ، از قبيل بيان عام بعد از خاص و ناظر به دو مفهوم
هامش
( 1 ) هبول : زنى كه فرزندانش را از دست داده است .