همهء زمامداران ، اعم از خوب و بد ، به همين دليل امام فرموده است : « انّ لى عليكم حقّا ، « 1 » مرا بر شما حقّى است » . ولى به نظر مىرسد كه آنچه در اين بيان مبارك امام آمده ، برنامهاى است كه براى هر قوم و ملّتى تنظيم شده است . هر پيشوايى ، خواه از ناحيهء خدا باشد و يا به مصداق ، « لا بدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر » . « 2 » هر اميرى در هر جامعهاى بر سر كار آيد ، اگر بخواهد كار او پيشرفت كند بايد اين حقوق چهار گانه را محترم بشمارد و نيز هر ملّتى اگر بخواهد از وجود امير خود بهره گيرد ، بايد اصول چهار گانه را به كار بندد .
در واقع آنچه در اين خطبه آمده ارشاد و راهنمايى به حكم عقل و منطق است .
نكتهها
1 - حقوق متقابل امام و امّت
حكومت پيوندى است در ميان امام و امّت ، همانند پيوند سر با بدن كه بدون همكارى نزديك و هماهنگى كامل ، هرگز سامان نمىيابد .
به تعبير ديگر ، حاكمان الهى در عين اين كه نمايندگان خدا در ميان امّتها هستند ، نمايندگان مردم براى تأمين مصالح آنها نيز مىباشند و به همين دليل سنگينترين حقوق را امام بر امّت و امّت بر امام دارد .
در روايات بحثهاى گستردهاى در زمينهء اين حقوق متقابل ديده مىشود كه از دقّت و اهتمام اسلام به اين امر مهم خبر مىدهد . مرحوم كلينى در جلد اوّل اصول كافى ، بابى در همين زمينه دارد و در نخستين حديث آن باب از ابو حمزه نقل مىكند كه از امام باقر عليه السّلام پرسيدم :
« ما حقّ الإمام على النّاس » ، حقّ امام بر مردم چيست ؟
فرمود : « حقّه عليهم أن يسمعوا له و يطيعوه » ، « حقّ امام بر مردم اين است كه به سخنانش گوش فرا دهند و فرمانش را اطاعت كنند » .
هامش
( 1 ) مفتاح السعادة ، جلد 6 ، صفحات 84 - 85 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 40 .