و امّا اين كه گفتى حق بر آنها سنگين است و به همين جهت از ما جدا شدهاند ( عيبى بر ما نيست ) خدا مىداند كه آنها به خاطر جور و ستم جدا نشدند و بعد از جدايى از ما به عدالت پناه نبردند ، تنها به سراغ دنياى ناپايدار رفتند و روز قيامت از آنها سؤال مىشود .
و امّا اين كه گفتى من بىحساب اموال بيت المال را بذل كنم ، و به آن گروه از مردانى كه اشاره كردى بخشش مخصوصى داشته باشم ، اين كار براى من ممكن نيست . من به هيچ كس بيش از حقّش نمىتوانم بدهم ( و جدا شدن اين گروه از ما لطمهاى به ما وارد نمىكند ) ، چرا كه خداوند به حق مىفرمايد :
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ »
، « 1 » « چه بسيار گروههاى كوچكى كه به فرمان خدا بر گروههائى عظيم پيروز شدند و خداوند با صابران و ( استقامت كنندگان ) است . « 2 » باز هم در موارد مناسب ، به ويژگيهاى حكومت اسلامى و حق امام بر امّت و حقّ امّت بر امام خواهيم پرداخت .
2 - در كشاكش تعارض حق و مصلحت !
بسيار مىشود كه واقعيتها با ملاحظات زودگذر و مصالح شخصى و گروهى در تعارض است و حق در يك طرف قرار مىگيرد و مصلحت انديشى در طرف مقابل .
در اينجا معمولا سياستمداران دنيا مصلحت انديشى را بر حق و واقعيّت مقدّم مىدارند و حق را در پاى آن قربانى مىكنند .
تاريخ ، پر است از نمونههاى اين تعارض و اين ترجيح و در عصر و زمان خود تقريبا همه روزه شاهد آن هستيم .
ولى مردان الهى و رجالى كه گام در جاى آنها نهادهاند ، بىترديد حق را ترجيح
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 249 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 197 - 198 .