تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
آهسته آهسته از خانهء او خارج شدند تا اين كه فقط طلحه در آنجا باقى ماند . اين خبر به عثمان رسيد و خوشحال شد ، زيرا ، توطئهء طلحه را بىاثر ديد . هنگامى كه طلحه با چنين وضعى روبرو شد ، به ديدار عثمان آمد . اجازه گرفت و وارد شد . رو به او كرد و گفت : « يا امير المؤمنين ! أستغفر اللّه و أتوب إليه ! من ، كارى مىخواستم انجام بدهم كه خداوند مانع شد و الآن از كار خود توبه مىكنم » . عثمان به او گفت : « به خدا سوگند ! تو ، براى توبه نيامده‌اى ! شكست خوردى و اين جا آمدى ، خدا از تو انتقام بگيرد . » « 1 » طبرى ، در جاى ديگر از همان تاريخ خود مىگويد كه : هنگامى كه عثمان را در خانه‌اش كشتند ، مردى به نام « سودان بن حمران » از آنجا خارج شد و مىگفت : « طلحه كجا است ؟ ما عثمان را كشتيم » . « 2 » از اين شواهد و شواهد تاريخى ديگر ، به خوبى استفاده مىشود كه طلحه ، يكى از گردانندگان اصلى ماجراى قتل عثمان بوده است . اين جملهء عايشه نيز معروف است كه با صراحت دستور قتل عثمان را به مردم داد و گفت : « اقتلوا نعثلا ! قتل اللّه نعثلا ، نعثل ( عثمان ) را بكشيد ! خدا نعثل را بكشد ! » منظور او از نعثل ، عثمان بود . ابن ابى الحديد ، در شرح يكى از خطبه‌هاى نهج البلاغه كه در مورد جنگ جمل سخن مىگويد ، تصريح مىكند كه تمام تاريخ نويسان اسلام ، اعتراف دارند كه عايشه ، از شديدترين دشمنان عثمان بود تا آنجا كه يكى از لباس‌هاى پيامبر اسلام را در منزل خود آويزان كرده بود و به كسانى كه نزد او مىآمدند ، مىگفت : « اين لباس پيامبر است كه هنوز كهنه نشده ، ولى عثمان سنّت پيامبر را كهنه كرده است . » گفته‌اند كه نخستين كسى كه عثمان را « نعثل » خواند ، عايشه بود و مىگفت : « نعثل را بكشيد كه خدا نعثل را بكشد . » « 3 »
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، جلد 3 ، صفحهء 453 . ( 2 ) همان جا ، صفحهء 411 . ( 3 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 215 .