ناراحتى نمىكنيد ) ، « و تنتقص أطرافكم فلا تمتعضون » ! « 1 » سوم اين كه : ديدهء دشمن ( براى ضربه زدن به شما ) به خواب نمىرود ، در حالى كه شما در غفلت و بىخبرى به سر مىبريد .
( لا ينام عنكم و أنتم في غفلة ساهون ) ! ناگفته پيدا است كه گروهى كه در برابر طرحهاى خرابكارانهء دشمن طرح صحيح نظامى ندارد و پيوسته شهرها و آباديهايش را در اطراف مرزها از دست او بيرون مىبرند و انسانهاى مؤمنش را به قتل مىرسانند و همواره در خواب غفلت است ، در حالى كه ، دشمن ، بيدار و هوشيار است ، چه سرنوشت شوم و خطرناكى در انتظارشان است ! و به همين دليل ، پيشواى بيدار و آگاه و مدير و مدبّرى كه مىخواهد با اتكاى به آنان ، با دشمن خونخوارش پيكار كند ، مىسوزد و فرياد مىكشد و از هر وسيلهء ممكنى ، براى بيدار ساختن آنها استفاده مىكند .
چه دردناك است كه افرادى ، بدون آگاهى از وضع روحى و جسمى لشكر كوفه و نفاق و تمرّد و ضعف و ناتوانى حاكم بر آنان ، در بارهء تدبيرهاى جنگى امير مؤمنان على عليه السّلام و تاريخ زندگى او در اين برههء خاص داورى كنند و حضرت را به ضعف مديريت در اين امر متّهم سازند ، كسى كه هميشه در ميدان جنگهاى اسلامى ، به عنوان بهترين افسر و يار و ياور پيامبر ، جنگيده و امتحان لياقت و كفايت خويش را داده است ! سپس در ادامهء اين سخن ، امام نتيجهء كار آنها و آيندهء خودش را در دو جملهء كوتاه و گويا بيان مىكند ، مىفرمايد : به خدا سوگند ! شكست براى كسانى كه دست از يارى هم بردارند ، حتمى است ، ( غلب و اللّه المتخاذلون ) .
تنها شما نيستيد كه بر اثر نفاق و از دست دادن وحدت و همبستگى و ترك قيام شجاعانه بر ضدّ دشمن گرفتار شكست شدهايد ، بلكه اين يك قانون هميشگى و جاودانه است كه هر كس ، اين گونه ، برنامههايى را كه شما داريد دنبال كند ،
هامش
( 1 ) « تمتعضون » از مادّهء « معض » به معناى « ناگوار كردن و به درد آوردن و خشمگين كردن » است .