تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و ديگر اين كه اگر چنين حادثه‌اى پيش آيد ، تنها زيانش به من نمىرسد ، بلكه شما بيشترين زيان را خواهيد ديد . و ديگر اين كه اگر سر از بدن جدا شود ، التيام آن عادتا امكان پذير نيست ، در حالى كه پيوند ساير اعضا كم و بيش امكان پذير است . بنا بر اين مقصود امام اين است كه با گرم شدن آتش جنگ ، چنان وحشتى شما را فرا مىگيرد و از من فرار مىكنيد و دور مىشويد كه ديگر به سراغ من نخواهيد آمد ! اين احتمال نيز از سوى بعضى از شارحان داده شده است كه منظور از « انفراج الرّأس » شكاف برداشتن سر بر اثر ضربه شمشير يا مانند آن است كه غالبا قابل التيام نيست . « 1 »

نكته باز هم عوامل ضعف و شكست

امام عليه السّلام اين رهبر بزرگ انسانى و سياسى و نظامى ، بار ديگر در اين فراز از خطبه به سراغ عوامل شكست و عقب ماندگى مىرود و با تعبيراتى پر معنا بخش مهمى از اين عوامل را بازگو مىكند كه نخستين آنها پراكندگى و تفرقه و نداشتن رهبرى واحد است ، همان مطلبى كه امروز در بعضى از كشورهاى اسلامى ديده مىشود كه شكاف و پراكندگى در ميان آنها سبب عمدهء شكست و ويرانى و نابسامانى شده است . و جالب اين كه همه از وحدت دم مىزنند ، در حالى كه هر يك به سهم خود ، آتش پراكندگى و نفاق مىافروزند .
هامش
( 1 ) اين احتمال از اين جهت بعيد به نظر مىرسد كه در جمله ، حتما تقدير وجود دارد ، زيرا ، جملهء « قد انفرجتم عن ابن ابى طالب » ايجاب مىكند كه جمله « انفراج الرّأس » در تقدير چنين باشد : « انفراج الرّأس عن الجسد » يا « انفراج الجسد عن الرّأس » همان گونه كه در خطبه 97 ، در تعبير مشابهى آمده است : « انفرجتم عن علىّ بن ابى طالب انفراج المرأة عن قبلها » عجب اين كه بعضى از شارحان نهج البلاغه ، احتمالات بعيد و نامناسبى در تفسير جملهء بالا ذكر كرده‌اند و گاه به هشت وجه يا بيشتر رسانده‌اند كه نيازى به ذكر آنها نيست .