بخش دوم
ما أنتم إلّا كإبل ضلّ رعاتها فكلّما جمعت من جانب انتشرت من آخر لبئس لعمر اللّه ! سعر نار الحرب أنتم ! تكادون و لا تكيدون ، و تنتقص أطرافكم فلا تمتعضون ! لا ينام عنكم و أنتم في غفلة ساهون ، غلب و اللّه المتخاذلون ! و ايم اللّه إنّي لأظنّ بكم أن لو حمس الوغى ، و استحرّ الموت ، قد انفرجتم عن ابن أبي طالب انفراج الرّأس .
ترجمه
شما به شتران بىساربان مىمانيد كه هرگاه از يك طرف گرد آورى شوند ، از سوى ديگر ، پراكنده مىگردند .
به خدا سوگند ! شما وسيلهء ابدى براى افروختن آتش جنگ ( ضدّ دشمنان ) هستيد . نقشههاى شوم و خطرناكى ضدّ شما كشيده مىشود ، امّا شما طرح و نقشهاى در برابر آن نداريد ، و پيوسته اطراف شما كم مىشود ، ( شهرهاى اطراف شما را مىگيرند و انسانها را از بين مىبرند و شما به خشم نمىآييد ) ديدهء دشمن ( براى ضربه زدن به شما ) به خواب نمىرود ، در حالى كه شما در غفلت و بىخبرى به سر مىبريد .
به خدا سوگند ! شكست براى كسانى كه دست از يارى هم بردارند حتمى است .
به خدا قسم ! من گمان مىكنم ، اگر جنگ سختى درگيرد و حرارت و سوزش مرگ به شما نزديك شود ، از فرزند ابو طالب جدا مىشويد ، مانند جدا شدن سر از بدن ، كه التيامى در آن نيست .