تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
شاهدى مىكرد ، اموالش را به او مىداد و هر كس اقامّهء بيّنه و شاهدى نمىكرد ، او را سوگند مىداد . كسى عرض كرد : اى امير مؤمنان ! غنائم و اسيران را در ميان ما تقسيم كن ! امام ، پاسخى نداد . هنگامى كه اصرار كردند حضرت ( بر آشفت ) و فرمود : « أيّكم يأخذ أمّه فى سهمه ، كداميك از شما مادرش را ( اشاره به عايشه است ) در سهم خود مىپذيرد » ؟ « 1 » از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود كه على عليه السّلام اهل بصره را مشمول منّت و عفو خود قرار داده ، همان گونه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اهل مكّه بعد از فتح آن ، چنين معامله‌اى كرد . نيز استفاده مىشود كه او مىخواست اين مسأله به صورت يك سنّت در نيايد ، زيرا ، مىدانست در آينده شيعيان او تحت فشار ظالمان قرار مىگيرند و ممكن است كه با آنان چنين معامله‌اى شود . « 2 » به هر حال منظور امام از اين سخن ، اين است كه او نسبت به قريش هيچ گونه كينه و عداوت خاصّى ندارد و اگر آنها بذر حسادت و عداوت در دل‌هاى خود پاشيده‌اند ، به خاطر آن است كه امام ، در ميدان‌هاى نبرد حق و باطل ، در آغاز اسلام در برابر آنها ايستاد و اين چيزى جز اجراى فرمان خدا نبود و در جنگ جمل نيز جز اجراى حكم حق نظرى نداشت . حضرت سپس در ادامهء اين سخن مىافزايد : « اينها نبايد فراموش كنند كه من همان كسى هستم كه ديروز ( در غزوات اسلامى ) با آنها ( و در برابر آنان ) بودم ، همان گونه كه امروز نيز در برابر آنها هستم ، ( و انّى لصاحبهم بالأمس كما أنا صاحبهم اليوم ) ! همان بازوى مرد افكن و همان شمشير برّان كه ضربات آن را در جنگ‌هاى بدر و
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، جلد 11 ، باب 25 ، از ابواب جهاد العدوّ ، حديث 7 . براى توضيح بيشتر به كتاب أنوار الفقاهه ، كتاب ( الخمس و الانفال ) صفحهء 70 مراجعه فرمائيد . ( 2 ) براى توضيح بيشتر و آگاهى از اين گونه روايات ، به انوار الفقاهه ، ( كتاب الخمس و الانفال ) صفحهء 75 به بعد مراجعه كنيد .