تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
احد و احزاب به آنان نشان دادم ، امروز نيز در اختيار من است و اين در واقع تهديد و پيام گويايى است براى آتش افروزان جنگ جمل . گاه گفته شده است كه اين سخن در حق امثال معاويه و عمرو عاص ( و مروان ) صادق است كه در جنگ‌هاى اسلامى در برابر پيامبر بودند ، ولى در حقّ طلحه و زبير كه آتش افروزان اصلى جنگ جمل بودند ، صادق نيست ، زيرا آنها در اين جنگها همراه پيامبر بودند . اين سؤال را چنين جواب داده‌اند كه مراد امام شخص معيّنى نيست ، ولى هدف ، بيان اين حقيقت است كه در عصر رسول خدا ، در راه حق به مبارزهء با باطل مىكوشيد و بعد از رسول خدا نيز در همين راه گام برمىدارد ( و مىدانيم كه قريش به صورت گروهى ، در آن زمان ، در صف نخست مخالفان بودند ) . « 1 » اضافه بر اين درست است كه طلحه و زبير در كنار پيامبر بودند ، ولى بسيارى از لشكريان جمل و از جمله مروان از قريش بودند . حضرت سپس به يكى ديگر از انگيزه‌هاى اصلى آتش افروزان جنگ جمل اشاره كرده ، مىفرمايد : به خدا سوگند ! قريش از ما انتقام نمىگيرد جز به خاطر اين كه خداوند ما را از ميان آنها برگزيده و ( بر آنان مقدّم داشته است ) ، ولى ( با اين حال ما ) آنها را در زمرهء خويش داخل كرديم . و اللّه ! ما تنقم منّا قريش الّا أنّ اللّه اختارنا عليهم ، فأدخلناهم فى حيّزنا » . سپس مىافزايد : « امّا سرانجام همان شد كه شاعر گفته است كه : به جان خودم سوگند ! كه هر صبح ، از شير خالص صاف نوشيدى . و به قدر كافى از سرشير و كره و خرماى بدون هسته خوردى و ( از غذاهاى لذيذ به طور كامل بهره گرفتى . ) ما به تو عظمت بخشيديم ، در حالى كه بزرگ نبودى ! و در اطراف تو ، با اسب و نيزه پاسدارى داديم ( و نگهدارىات كرديم ) ، ولى تو قدر اين نعمت را نشناختى ،
هامش
( 1 ) فى ظلال نهج البلاغه ، جلد 1 ، صفحهء 223 .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 309 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي