تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
شدند و مغضوب خدا و پيغمبر گشتند ، در حالى كه در آغاز در صف اصحاب پيامبر و جزء مهاجران و يا انصار بودند و نيز مىدانيم كه گروهى از منافقان - كه قرآن مجيد شديدترين حملات را به آنها دارد - جزو اصحاب بودند . بر اين اساس جاى شك نيست كه صحابهء پيامبر را نيز بايد بر مقياس اعمالشان تا پايان عمر سنجيد و در بارهء آنها قضاوت كرد و گرنه گرفتار تناقضهايى مىشويم كه براى آنها هيچ پاسخى نمىتوان يافت . امّا زبير زبير ، فرزند عوام و مادرش صفيه عمهء رسول خدا بود . او در پانزده سالگى ( يا كمى كمتر يا بيشتر ) اسلام را پذيرفت و شايد چهارمين يا پنجمين نفر بود كه مسلمان شد . او جزو مهاجران حبشه بود و سپس به مدينه آمد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيمان اخوّت او را با عبد اللّه ابن مسعود منعقد فرمود . او ، در جنگهاى اسلامى به خوبى درخشيد و در جنگهاى بدر و أحد و خندق ، خيبر و حنين شركت داشت و سخنان خوبى از پيامبر در بارهء او نقل شده است . او ، جزء شوراى شش نفرهء عمر بود كه به على عليه السّلام رأى داد ، ولى طلحه به آن حضرت رأى نداد . متأسفانه او نيز بر اثر جاه طلبى و شايد وسوسه‌هاى طلحه در پايان كارش از مسير حق منحرف شد و براى رسيدن به مقام خلافت يا پست مهم ديگرى دست در دست طلحه گذاشت و آتش جنگى را بر افروخت كه هزاران نفر در آن سوختند و شكافى در جامعه مسلمانان به وجود آورد . پيمان و بيعتش را با على عليه السّلام شكست و تسليم خواسته‌هاى نفس شد ، ولى به گفتهء مورّخان در ميدان جنگ جمل ، پيش از آغاز جنگ ، با نصايح على عليه السّلام متوجه اشتباه خود شد و از جنگ كناره گيرى كرد و به يكى از بيابانهاى اطراف به نام « وادى السباع » رفت و به نماز و توبه پرداخت و مردى به نام « ابن جرموز » به گمان اين كه كشتن او سبب خشنودى على عليه السّلام و