تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
سرانجام به هدف خود كه رسيدن به مقام خلافت بود ، نرسيد و چنان كه گفتيم در جنگ جمل كشته شد . بعضى نيز گفته‌اند كه امير مؤمنان على عليه السّلام سخنانى شبيه آنچه به زبير فرمود ، براى او بيان كرد و او پشيمان شد و از جنگ كناره گيرى كرد ، ولى با تير مروان كشته شد . امّا خطبه بالا نشان مىدهد كه اين سخن درست نيست ، چرا كه مفهوم خطبه اين است كه حضرت از هدايت او مأيوس بود . « 1 » در روايتى آمده است كه بعد از پايان جنگ على عليه السّلام از كنار كشتهء او گذشت و فرمود : « اين همان كسى است كه بيعت مرا شكست و آتش فتنه را در امّت اسلامى روشن ساخت و مردم را براى كشتن من و خاندانم ، دعوت كرد . او را بلند كنيد و بنشانيد ! » چنين كردند . امام عليه السّلام رو به جنازه او كرده فرمود : « اى طلحه ! من آنچه را كه خداوند وعده داده بود بر حق يافتم ، تو چطور ؟ » سپس فرمود : « او را بخوابانيد ! » و حركت كرد . بعضى از همراهان عرض كردند : اى امير مؤمنان ! آيا با طلحه بعد از مرگ او صحبت مىكنى ؟ فرمود : « به خدا سوگند ! او سخن مرا شنيد . همان گونه كه بدنهاى بىجان كفار مكه - كه بعد از جنگ بدر در چاهى افكنده شده بودند - سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را شنيدند » . « 2 » در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گاهى از طلحه ، تعريف فرموده : و حتّى به عقيدهء بعضى او جزء ده نفرى بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشارت بهشت به آنها داده بود ، ( عشرة مبشرة ) ، چگونه ممكن است چنين سخنانى در حقّ او صحيح باشد ؟ در جواب مىگوييم به فرض كه چنين چيزى صحيح باشد ، انسان مىتواند در
هامش
( 1 ) اسد الغابه ، جلد 3 ، صفحهء 59 . ( 2 ) احتجاج طبرسى ، مطابق نقل سفينة البحار ، مادّهء « طلح » .