ولى از آنجا كه او مرد جاه طلبى بود ، بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تغيير چهره داد و به راه ديگرى افتاد و در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز گاهى كلمات نامناسبى - كه ناشى از جاه طلبى او بود - از وى شنيده شد ، از جمله طبق روايت درّ المنثور طلحه مىگفت :
محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور مىدهد دختر عموها در برابر ما حجاب داشته باشند ، ولى با زنان ، بعد از جدا شدن از ما ، ازدواج مىكند . به يقين هرگاه از جهان چشم بپوشد ، ما با زنان او ازدواج خواهيم كرد » .
اينجا بود كه آيهء تحريم ازدواج با زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از او نازل شد . « 1 » فخر رازى در تفسير خود در سبب نزول آيهء فوق مىگويد كه يكى از مردم - مىگويند طلحه بوده است - گفت : « اگر بعد از پيامبر زنده بمانم همسرش عايشه را به نكاح خود در مىآورم . » در اين هنگام آيهء تحريم ازدواج با زنان پيامبر ، بعد از رحلت او ، نازل شد . « 2 » در داستان « شوراى عمر » نيز مىخوانيم كه او ، رو به سوى طلحه كرد و گفت :
« بگويم يا نگويم ؟ » . طلحه گفت : « بگو ! تو هرگز سخن خوبى نخواهى گفت . » عمر گفت : « پيامبر از دنيا رفت در حالى كه به خاطر آن سخنى كه هنگام نزول آيهء حجاب گفتى ، بر تو خشمگين بود . » ( منظور ، جملهاى است كه در بالا آمد ) . « 3 » به هر حال او از كسانى بود كه شديدا با عثمان مخالف بود ، بر ضدّ او آتش افروزى كرد . به همين دليل « مروان » او را از قاتلان « عثمان » مىدانست و در جنگ « جمل » - كه هر دو در لشكر « عايشه » بودند - مروان طلحه را نشانه گيرى كرد و با يك تير او را مجروح كرد و سپس مرد . مروان گفت : « من انتقام خون عثمان را از طلحه گرفتم . » همان جاه طلبى سبب شد كه آتش جنگ بر ضدّ امير مؤمنان على عليه السّلام بيفروزد و جنگ جمل را به راه بيندازد و سبب ريختن خون گروه عظيمى از مسلمانان گردد و
هامش
( 1 ) سورهء احزاب ، آيهء 53 ، در المنثور ، جلد 5 ، صفحهء 214 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، جلد 25 ، صفحهء 225 .
( 3 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 184 .