لظاها « 1 » ، و علا سناها « 2 » . » اين تعبير ، نشان مىدهد كه امام ، تمام راههاى مسالمت آميز را براى پايان دادن به مخالفت نفاق افكنان ، مخصوصا ، حاكمان شام به كار گرفته بود و چون هيچ كدام سودى نبخشيد و روز به روز توطئهها شديدتر و پيچيدهتر مىشد ، دستور آماده شدن براى جنگ داد ، چرا كه شعلههاى آن از سوى دشمن ، بالا گرفته بود و نشانههاى آن نمايان گشته بود .
تاريخ اسلام نيز گواهى مىدهد كه دشمنان امام و گروه نفاق افكن ، به سرعت ، خود را براى جنگ آماده مىكردند و نامههايى كه براى طلحه و زبير و ديگران نوشتند ، نيز گواه اين معنا است .
حضرت ، سرانجام سخن خود را با اشاره به مهمترين عوامل پيروزى ، پايان مىدهد و مىفرمايد : « صبر و استقامت را شعار خود سازيد ! كه بيش از هر چيز ، پيروزى را به سوى شما فرا مىخواند ، و استشعروا الصّبر فإنّه أدعى إلى النّصر . » با توجه به اين كه استشعار را از مادّه « ش ع ر » به معناى لباس زيرين ( در برابر دثار به معنى لباس روئين ) است ، اين حقيقت ، روشن مىشود كه صبر و استقامت ، بايد در درون جان ، جاى گيرد و روح انسان را در برابر حوادث سخت ، زير بال و پر خويش جاى دهد .
نكتهها
1 - سياستهاى دنيوى هيچ اصل اخلاقى را به رسميّت نمىشناسد !
جملهء « الملك عقيم ، حكومت فرزند ندارد » ، به عنوان يك ضرب المثل ، براى
هامش
( 1 ) « لظا » به گفتهء راغب در مفردات ، به معناى شعله خالص آتش است و گاه ، به خود آتش نيز گفته مىشود .
( 2 ) « سنا » به گفته مقائيس ، به معناى سيراب كردن است ، و علو و ارتفاع در معناى آن نهفته است . و در جملهء مورد بحث ، اشاره به برخاستن شعلههاى آتش جنگ دارد .