آن قرار مىدهند ، از اين گروه خارج هستند . آنها ، همان حزب اللّهاند كه حتّى پدر و مادر و بستگان نااهل ، در برابر رضاى حق ، نزد آنها ، ارزشى ندارند « 1 » .
3 - رابطهء پيروزى و پايمردى
اگر پيروزى ، عوامل مختلفى داشته باشد - كه دارد - يكى از عمدهترين و مهم ترين اسباب آن ، صبر و استقامت است . ارتباط اين دو با هم ، آن چنان روشن است كه ادباى معروف ، از قديم ، صبر و ظفر را در كنار هم قرار مىدادند . در قرآن مجيد ، اين حقيقت ، به روشنى بيان شده است تا آنجا كه در مورد پيروزى سپاه اسلام ، حتّى در آنجا كه تفاوت فاحشى از نظر عدّه و عدّه با سپاه دشمن داشته باشد ، سبب آن را صبر و استقامت مىشمرد و مىفرمايد :
« إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً »
« 2 » ، « هرگاه ، بيست نفر از شما ، صاحب صبر و استقامت باشند ، بر دويست نفر غلبه مىكنند و اگر صد نفر باشند ، بر هزار نفر . » به همين دليل ، در غزوات اسلامى - كه غالبا ، نابرابرى نفوس و تجهيزات جنگى وجود داشت و موازنهء قوا از اين نظر ، به نفع دشمن بود - مسلمانان در سايهء صبر و استقامت ، بر دشمنان خود پيروز مىشدند ، صبر و استقامتى كه برخاسته از ايمان به خدا و اعتقاد به معاد بود .
در خطبهء مورد بحث نيز امام عليه السّلام روى اين مسأله تكيه فرموده و با صراحت مىگويد : ( و استشعروا و الصّبر فانّه أدعى النّصر ) ، « صبر و استقامت را شعار خويش سازيد ! بيش از هر چيز ، پيروزى را به سوى شما فرا مىخواند . » در اين زمينه ، سخن بسيار است كه در ذيل خطبههاى مناسب و كلمات ديگر مولا على عليه السّلام در نهج البلاغه خواهد آمد .
هامش
( 1 ) مضمون آيهء 22 ، از سورهء مجادله .
( 2 ) سورهء انفال ، آيهء 65 .