مورّخان ، از كار خود سخت پشيمان بود ، ولى بدبختانه راهى براى بازگشت وجود نداشت .
قرآن مجيد ، در آيات بسيارى ، اين موضوع را به عنوان يكى از عوامل عمدهء انحراف ، مخصوصا ، براى عالمان دنيا پرست ذكر كرده است . از جمله در مورد گروهى از عالمان بنى اسرائيل - كه قبل از ظهور اسلام ، پيشگويىهاى تورات را در بارهء اين پيامبر بزرگ آشكارا بيان مىكردند و نشانههاى او را كه در كتاب آسمانىشان بود بر مىشمردند ، امّا هنگامى كه آن حضرت ظهور كرد و منافع مادّى آنان به خطر افتاد سعى در اخفا يا تحريف آن كردند - اين معنا را ، با صراحت ، بيان مىكند و در آيهء 187 آل عمران مىفرمايد : «
« وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ »
، به خاطر بياوريد هنگامى را كه خدا از كسانى كه كتاب ( آسمانى ) به آنها داده شده ، پيمان گرفت كه آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد ، ولى آنها ، آن را پشت سرافكندند و به بهاى اندكى فروختند و چه بد متاعى در برابر آن خريدارى مىكنند . » روشن است كه قرآن ، آنها را به خاطر بهاى اندك ملامت نمىكند ، بلكه منظور اين است كه متاع مادّى - هر چند برترين مقام و مهمترين مال باشد - در برابر آن ، اندك است : «
« فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ »
، متاع زندگى دنيا ، در برابر آخرت ( و ارزشهاى معنوى ) ، جز اندكى بيش نيست » . « 1 » به طور كلّى ، تمام كسانى كه اطاعت مخلوق را بر رضاى خالق مقدم مىدارند و منافع نامشروع را بر اطاعت خدا مقدم مىشمرند و براى نيل به مقتضاى هواى نفس ، حكم خدا را زير پا مىگذارند ، در زمرهء دين به دنيا فروشانند . تنها كسانى كه در هر كار و در هر چيز رضاى خدا را مىطلبند و تمام خواستههاى نفس را تحت الشعاع
هامش
( 1 ) سورهء توبه ، آيهء 38 .