تعبير به « حيّات صمّ ( مارهاى كر ) » يا به خاطر آن است كه ناشنوايى آنان سبب جسارت شديد آنان بوده ، يا زهر خطرناكترى داشتهاند .
در بخش سوم - كه به وضع رقتبار اجتماعى و ناامنى آنها اشاره شده - امام عليه السّلام مىفرمايد : « شما ، پيوسته ، خون هم را مىريختيد ( نه تنها بر دشمن رحم نمىكرديد كه بر خودتان نيز ترحّم نداشتيد ) ، و تسفكون دماءكم » .
تعبير به فعل مضارع در « تسفكون دماءكم » مانند جملههاى ديگر اين فراز ، دليل بر استمرار اين نابسامانىها در ميان آنان است . در واقع ، خونريزى آنها ، نياز به دليل روشنى نداشت و با كوچكترين بهانه ، شمشيرها را مىكشيدند و به جان هم مىافتادند و روزها ، بلكه گاهى ماهها و سالها ، با بهانهء كوچكى ، جنگ را ادامه مىدادند . مطالعه جنگهاى معروف فجار - كه بعدا به آن اشاره خواهد شد - نشان مىدهد كه چگونه آن مردم جاهل و بىخبر ، با اندك چيزى ، به جان هم مىافتادند و خون هم را مىريختند .
حضرت ، سپس در چهارمين قسمت ، اشاره به وضع وحشتناك عاطفى آنان كرده مىفرمايد : « شما ، پيوند خويشاوندى خود را پيوسته قطع مىكرديد ، ( و تقطعون أرحامكم . ) اين جمله ، در واقع ، به مسألهء « وئاد » يعنى ، كشتن و زير خاك كردن دختران اشاره دارد ، چرا كه آنها ، دختر را مايهء ننگ و بدبختى مىپنداشتند و آن كس كه صاحب دختر مىشد ، گاه ، از شدّت سرافكندگى ، تا مدتى از قوم و قبيله خود ، فرار مىكرد ، همان گونه كه در دو آيهء 58 و 59 سورهء نحل آمده است :
«
« وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ »
، هنگامى كه به يكى از آنها بشارت دهند كه دختر نصيب تو شده ، صورتش ( از فرط ناراحتى ) ، سياه مىشود و به شدّت خشمگين مىگردد . به خاطر بشارت بدى كه به او داده شده ، از قوم و قبيله خود متوارى مىگردد ( و نمىداند ) آيا