و بعد ، امام عليه السّلام به وضع رقّت بار زندگى اقتصادى آنها اشاره كرده مىفرمايد :
« شما ، در بدترين خانه و سرزمين و در ميان سنگهاى خشن و مارهاى فاقد شنوايى ( كه از هيچ چيز نمىترسيدند و خطرشان بسيار زياد بود ) زندگى مىكرديد و آبهاى آلوده مىنوشيديد و غذاهاى بسيار ناگوار مىخورديد ، ( و فى شرّ دار منيخون « 1 » بين حجارة خشن و حيّات صمّ ، تشربون الكدر و تأكلون الجشب « 2 » ) .
تعبير به « شرّ دار ، ( بدترين خانه ) » ، در مورد محل سكونت اعراب جاهلى ، با اين كه بسيارى از آنان ، ( مخصوصا مخاطبان على عليه السّلام در اين خطبه ) در مكه يا مدينه مىزيستند ، ممكن است بدين جهت باشد كه اين دو شهر ، چهرهء معنوى خود را به كلى از دست داده بودند و به كانون بت پرستى و شرارت و فساد ، مبدّل شده بودند .
طوفان شن و بادهاى سوزان و بيابانهاى خشك و بى آب و علف ، آنها را احاطه كرده بود . اگر مختصر آبى در اعماق چاههاى كم آب يا غديرهايى ( آبگيرهايى ) كه باقيماندهء باران و رگبار را در خود جاى داده بود ، پيدا مىشد ، آن قدر بر اثر وزش باد و يا دخالت افراد ، آلوده مىشد كه انسان ، از نوشيدن آن تنفر داشت ، ولى آنها ، به حكم اجبار ، مىنوشيدند . غذا و خوراك آنها ، چيزى بهتر از اين نبود .
يكى از شارحان نهج البلاغه نقل مىكند كه از عربى پرسيدند : « أىّ الحيوانات تأكلون فى البادية ؟ شما از چه حيواناتى در بيابان استفاده مىكنيد ؟ » .
او در جواب گفت : « تأكل كلّ ما دبّ و درج إلّا أمّ جبين ، ما ، هر موجودى را كه بجنبد و روى زمين حركت كند ، مىخوريم ، مگر امّ جبين را . « 3 »
هامش
( 1 ) « منيخون » از ماده « نوخ » به معناى « خواباندن شتر » است . بديهى است كسانى كه شترهاى خود را در ميان سنگهاى خشن بخوابانند ، محل استراحت خودشان نيز همان جا خواهد بود .
( 2 ) « جشب » ( بر وزن خشن ) به همان معناى « خشن و ناصاف و ناگوارا » است .
( 3 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم ، جلد 2 ، صفحهء 24 ، در اين كه ضبط واژهء « امّ جبين » چگونه است ، بعضى ، آن را با دو « ياء » و بعضى ، با « باء و ياء » ( امّ حبين ) بعضى ، با « جيم » ( امّ جبين ) نوشتهاند . و در اين كه اين حيوان ، چه حيوانى است ، نيز در ميان دانشمندان گفت و گو است . بعضى ، آن را حيوانى شبيه آفتاب پرست ( نوعى از مارمولكها ) دانستهاند . و تنفّر عرب بيابانى از آن ، شايد به خاطر مسموميتى بوده كه از خوردن آن حاصل مىشده است .