تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
يَخْتِمَ عَلى لِسانِه كما يَخْتم عَلى ذَهَبه وفِضَّته » « 1 » : « اين زبان كليد هر خير و شرى است ، پس سزاوار است كه مؤمن مُهر بر زبانش زند ، همچنان كه بر طلا و نقره‌اش مهر مىزند » . يعنى زبان يك عضو كليدى است و توجه ما هم به آن بايد به لحاظ كليدى بودن آن باشد ، درب هر خير و شرى را با اين كليد مىتوان باز كرد ، ولى بايد توجه داشت كه اين كليد فقط براى باز كردن درب خيرات باشد ، براى اصلاح ذات البين ، نصيحت خلق ، امر به معروف و نهى از منكر مورد استفاده قرار گيرد ، نه براى افساد ذات البين ، فضيحت خلق ، امر به منكر و نهى از معروف ، همچنان كه طلا و نقره را در كيسه كرده و درب آن را بسته و مهر مىكنيم تا مبادا چيزى از آنها بدون اراده ما خارج شود ، بايد زبان خود را هم در كيسه دهان مخفى كرده ، مهر كنيم تا مبادا اين گوهر گرانبها از دست او با حرفى خارج شود و در اختيار اجانب قرار گيرد و در يك جمله بايد گفت : كليد هر سعادت و شقاوتى اين زبان است . 2 . قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : « يُعَذِّبُ الله اللسانَ به عذاب لا يُعَذِبُ بِهِ شيئاً مِنَ الجوارح فيقول يا ربّ عذَّبْتَنى به عذاب لم تُعَذِّب به شيئاً من الجَوارح ، فَيُقالُ لَهُ : خَرَجَتْ مِنك كَلِمةٌ فَبَلَغَتْ مَشارِقَ الارضِ وَمَغارِبها فَسَفِك بها الدّم الحرام ، وانْتَهَبَ به المالُ الحرام ، وانْتَهَك بها الفَرْجُ الحَرام » « 2 » ؛ پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « عذاب مىكند خداوند زبان را عذاب شديدى كه اعضا و جوارح ديگر را به آن شدت عذاب نمىكند و زبان به سخن آمده و مىگويد : پروردگار من ، عذاب كردى مرا به عذابى كه ديگر اعضا را به آن شدت عذاب نكردى ، خطاب مىشود به او از تو خارج شد كلمه‌اى و رسيد به شرق و غرب زمين ( كنايه از اين كه در جهان منتشر شد ) و به سبب آن خون محترمى به زمين ريخته شد و مال محترمى به غارت برده شد
هامش
( 1 ) . تحف‌العقول سخنان امام باقر عليه‌السّلام ، صفحه 218 . ( 2 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 115 / ميزان الحكمة ، جلد 8 ، صفحه 501 .