اى برادرى كه هنوز سنّى از تو نگذشته ، سعى كن تا جوانى ، قرائت قرآن را براى خود ملكه كنى ، تا نورانيّت قرآن با خون و گوشت و پوست تو درآميزد ، و زيبائيهاى قرآن در قلب تو مستقر شود به طورى كه قرآن باطن تو شود ، گاهى انسان به جائى مىرسد كه مثل امام على ( عليه السلام ) و معصومين عليهمالسّلام ديگر خود ، قرآن جامع و فرقان قاطع و كلام الله ناطق مىشود ، اينها آية الله عظماى الهى هستند ، و اين تعجب ندارد كه گاهى مىشود انسان به جائى رسد كه باطن او عين ذكر و عبادت مىشود .
آرى تا جوانى بكوش كه قلب جوان بسيار پذيرش دارد ، بذر را مىگيرد ، چه بذر خدا باشد ، چه بذر شيطان ، ولى سعى كن قلب تو محل رشد بذر شيطان نشود ، و به همين جهت مبادا با اهل فسوق و عصيان و معصيت نشست و برخاست كنى ، كه هر چه در زمين قلب تو كِشْتند ، همان برداشت كنى ، و ديديم كه هر كه ناليد از رفيق و يار بد ناليد .
در حديث است : « مؤمنى كه قرائت قرآن كند در حالى كه جوان است ( نورانيّت ) قرآن با گوشت و خون او آميخته مىگردد خداوند او را با سفراء كرام نيكوكار محشور كند و قرآن پناه اوست ، در قيامت ، و در محضر حق گويد : خداوندا ! هر عاملى اجر عملش را گرفت ، غير از عامل به من ، پس بهترين عطاياى خود را به او برسان ، پس خداى تعالى دو حُلّه از حلّههاى بهشتى را بر او بپوشاند و بر سر او تاج كرامت نهد ، پس خطاب شود ، آيا راضى شدى ؟ قرآن عرض مىكند : من اميد بيشتر داشتم ، پس امن و امان را به دست راست او دهند و خُلد برين را به دست چپ و داخل بهشت شود ، و به او گفته شود : قرائت كن ، و بالا بيا درجهاى ، پس به قرآن خطاب شود : آيا او را به مقامات عالى رسانديم و تو راضاى شدى ؟ عرض مىكند آرى » . « 1 »
هامش
( 1 ) . چهل حديث ، صفحه 423 .