مشتمل بر خوف و ترس و عذاب برخورد مىكنند به خدا پناه مىبرند .
در روايت است كه امام هشتم ( عليه السلام ) در سفر خود به خراسان شبها در فِراش خود بسيار تلاوت قرآن مىكردند ، و وقتى به آيهاى كه ذكر بهشت يا جهنّم بود مىرسيدند ، مىگريستند ، و بهشت را از خدا طلب و از آتش جهنم پناه به او مىبردند . « 1 »
پرهيزكاران چنان به آيات مشتمل بر تشويق توجه دارند گويا نعمتها در برابر ديدگان آنهاست ، گويا بهشت را مىبينند ، و از طرفى چنان گوش به آيات مشتمل بر عذابهاى الهى مىسپارند ، كه گويا زفير و شهيق جهنم را مىشنوند . « زفير و شهيق » دو موجود زندهاى هستند كه تنفس مىكنند مثل انسان و اسب و غيره ، به درون بردن هوا را نيز زفير و بيرون كردن آن را شهيق گويند ، و به تعبير ديگر دم و بازدم . آيا نمىشود از اين استفاده كرد كه جهنم هم موجودى زنده است كه داراى زفير و شهيق است ، دم و بازدم دارد ، به طورى كه صداى آن محسوس است ، و چنان كه ما تنفس يك انسان يا اسبى را كه دويده به خوبى مىشنويم ، اهل معرفت هم دم و بازدم جهنم را مىشنوند ، آنچه ما از بهشت و جهنم در نظر خود ترسيم كردهايم بسيار متفاوت است . ما نعمتهاى بهشت را تشبيه به باغهاى پرميوه و جهنم را تشبيه به گودالى آتشين مىكنيم ، ولى حقيقت غير از آن چيزى است كه ما تصور مىكنيم ، اينكه قرآن مىفرمايد : ( وَجِىءَ يَوْمَئِذ بِجَهَنَّم ) « 2 » : « جهنم آورده مىشود » يعنى چه ، جهنم به سوى گنهكاران مىآيد چه مفهومى دارد ؟ يا اينكه
مىفرمايد : ( وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ) « 3 » « بهشت براى پرهيزكاران نزديك آورده مىشود » يعنى چه ؟ حركت جهنم و بهشت چه معنى دارد ؟ آتش جهنم از درون مىسوزاند و اول قلب را سوزانده و بعد جسم را يعنى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 92 ، صفحه 210 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 8 ، صفحه 88 .
( 2 ) . سوره الفجر ، آيه 23 .
( 3 ) . سوره الشعراء ، آيه 90 و سوره ق ، آيه 31 .