بسيار بزرگ سخن مىگويد كه : زندگى دنيا و آخرت را تباه مىكند كفر موجب بىهدفى انسان در مسير زندگى مىشود ، انسان بى هدف و بىايمان ، انسان تهى و بيوزنى است ، كه مثل فضانوردان در فضاى زندگى با هر نسيمى
به طرفى مىروند ، اما انسان معتقد به خدا سنگين است ، كه بادهاى كوه بركن هم او را به حركت درنمىآورد ، هر آن دست انسان را گرفته و در آفاق و انفس سير مىدهد ، تا با آيات الهى آشنا كند و ايمان را در قلب انسانها رسوخ دهد .
انسان جاهلى را هم كه دچار بيمارى ( غَىّ ) « 1 » و جهالت شده نجات مىدهد ، انسان گمشده در وادى ( ضلال ) « 2 » و ضلالت را هم از حيرت رهانده و مسير را به او مىنماياند ، نه اينكه فقط راهنماست كه راهبر است ، يعنى تا رسيدن به مقصد دست را گرفته و مىبرد ، نه اينكه فقط بگويد راه از اين طرف است .
قرآن هم انسان جاهلى را كه از روى اعتقاد فاسد به جهالت و گمراهى افتاده راهنما است ، و هم گمراهى را كه از راه صواب منحرف شده ، خواه از روى اعتقاد فاسد و خواه بدون اعتقاد فاسد ، خواه ضلالت شخص زياد باشد ، به حدّ كفر ، و خواه ضلالت در اعتقادات و اصول ، و خواه ضلالت در احكام و فروع .
اگر سؤال شود چهار بيمارى كه مولى در اين كلامشان فرمودهاند ، چگونه
هامش
( 1 ) . ( الْغىّ ) چنان كه صاحب مفردات گويد عبارت است از جهلى كه از اعتقاد فاسد حاصل شود ، ( جهل يك وقت ناشى از هيچ اعتقادى نيست و يك وقت از اعتقاد فاسد است ، اين دومى را غىّ نامند « الغىّ جهل من اعتقاد فاسد و ذلك انّ الجهل قد يكون من كون الانسان غير معتقد اعتقاداً لا صالحا و لا فاسداً و قد يكون من اعتقاد شى فاسد و هذا النحو الثانى يقال له الغىّ » مفردات ، صفحه 369 .
( 2 ) . ( الضّلال ) مفردات گويد عبارت است از انحراف از طريق مستقيم و گمراهى ، خواه سهواً و خواه عمداً ، خواه كم و خواه زياد « الضّلال العدول عن الطريق المستقيم و يضادّه الهداية قال تعالى ( فمن اهتدى فانما يهتدى لنفسه و مَنْ ضَلّ فانّما يضلّ عليها ) و يقال الضّلال لكل عدول عن المنهج عمداً كان او سهواً ، يسيراً كان او كثيراً » 297 .