تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
سبقت را از ديگران ربود ) . « 1 » و همچنين فرمود : « و تَعَلَّمُوا القُرآنَ فَانَّه احسنُ الحديث و تفقَّهوا فيه فانّه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور ، و احسنوا تلاوته فانّه انْفَعُ القَصَص » « 2 » : « قرآن را ياد بگيريد كه بهترين كلام است ، و در آن تفقّه و دقت و تأمل كنيد ، كه بهار قلبها است ، ( يعنى موجب شكوفائى قلوب است ) و به نور آن طلب شفا كنيد كه شفاى سينه‌ها و دلها است ، و خواندن آن را نيكو كنيد كه بهترين گفتنى و نافع‌ترين سخن است » . « 3 » امام سجاد ( عليه السلام ) نيز در يكى از دعاهاى صحيفه سجاديه كه در مورد ختم قرآن است ، چنين مىفرمايد : « وَ جَعَلْتَهُ نوراً تهتدى من ظُلم الظَلالة و الجَهالَة باتّباعه و شِفاء لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهمِ التصديق الى اسْتِماعه » : « و قرار دادى ( اى خداوند متعال ) قرآن را به صورت نور كه هدايت جوئيم از ظلمتهاى گمراهى و جهل به وسيله پيروى كردن آن ، و قرار دادى آن را شفاء و درمان براى كسى كه سكوت كرد براى شنيدنش ، آن هم شنيدنى از روى تصديق و باور نمودن ( نه از روى تكذيب و انكار ) » « 4 » و اين همان نكته‌اى است كه عرض كرديم ، انسان بيمار وقتى بهبودى مىيابد كه خود طالب بهبودى باشد . بهترين دليل براى شفابخشى قرآن مقايسه وضع اسف‌بار جاهليت قبل از اسلام با بعد از اسلام است ، ديديم كه : چگونه عرب جاهلى كه بوئى از انسانيّت نبرده بود ، و جز خونريزى و خونخوارى چيزى به ياد نداشت ، با آمدن قرآن و به كار بستن آن و متابعت از طبيب زمان خود پيامبر عظيم الشان اسلام ( صلى الله عليه وآله ) به كجا رسيد ، به
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه خطبه 156 صبحى صالح و 155 فيض‌الاسلام . ( 2 ) . قَصَص ( به فتح قاف ) مصدر و به معنى قصه گفتن و قِصَص ( به كسر قاف ) جمع قصّه و به معنى قصه‌ها است . ( 3 ) . نهج‌البلاغه خطبه 110 صبحى صالح و 109 فيض‌الاسلام . ( 4 ) . صحيفه سجاديه ، دعاى 42 .