تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
منافقين و كافرين لجوج نه . البته قرآن مايه هدايت و شفاء هر بيمارى است ، كه طالب شفا باشد ، گرچه كافر باشد ، ولى كافرى كه طالب و در جستجوى حقيقت باشد ، قرآن آن را هم هدايت كرده و درمانى براى دردهاى روحى او است ، اما كافر و ظالم و منافقى قابل درمان نيست كه لجاجت كرده و طالب شفا نباشد ، چطور طبيب بيمارى را درمان كند ، كه خود طالب درمان نيست . قرآن همچون قطرات حياتبخش باران است كه در باغ لاله رويد و در شوره‌زار خس ، گل را طراوتش افزايد و خس و خار را جانگدازى ، به قول شاعر :
درختى كه تلخ است اندر سرشت * گرش بَر نشانى به باغ بهشت و از جوى خُلْدَش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوه تلخ بار آورد
درخت وجود آنها گرچه با آب حيات قرآن آبيارى شود چون سرشتى تلخ دارند ، آب حيات و گوارا را هم در مسير بار دادنِ ميوه تلخ مصرف كنند ، و لذا بايد چنين درختانى از بيخ و بن ريشه‌كن شوند ، نه اينكه بريده شوند . قرآن علاوه بر اينكه دواى درد مؤمنين است نسخه شفابخشى نيز براى كفار و منافقين و گم‌گشتگان وادى ضلالت است كه طالب حقيقتند و نمىيابند . در كلمات مولى در نهج‌البلاغه مىخوانيم : « فاستشفوه من ادوائكم و استعينوا به على لاوائكم فانّ فيه شفاء من اكبر الداء و هو الكفر و النفاق و الغىّ و الضلال » : « از اين كتاب بزرگ آسمانى براى بيماريهاى خود شفا خواهيد ، و براى مشكلاتتان كمك گيريد ، زيرا در آن ، شفاء بزرگترين بيماريهاست و آن كفر و نفاق و جهل و ضلالت است » . مولى از چهار مرض
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 477 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي