تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
جائى كه ابرقدرتهاى زمان خود را به زانو درآوردند ، و امان را از حكومت بزرگ ايران و روم گرفتند ، و الان هم مىبينيم مسلمانان امروز در اثر پشت كردن به قرآن و دستورات آن وزير بار ولايت حاكمان جور رفتن چه بر سرشان آمده ، تمام عزّتى را كه پيشينيان ما براى ما كسب كرده بودند با دست خود در اثر پشت كردن به قرآن از دست داديم ، و مىدهيم . آرى قرآن كه مايه وحدت در بين عرب جاهلى شد ، كنار گذاشتن آن موجب تفرقه و تسلّط بيگانگان بر ما و منابع ما گرديد ، با پشت كردن به قرآن از قوّت به ضعف و از علم به جهل و از پيشرفت به واماندگى و از عزّت به ذلّت روى آورديم ، و آن مجد و عظمت را به تدريج از دست داديم ، و مىگوئيم چرا به اين روز افتاده‌ايم ؟ ! ما با دست خود پايگاه مطمئن ايمان را براى خود خراب كرديم و به آنچه باعث اتحاد و وحدت ما بود پشت پا زديم و گويا دشمنان ما از آن استقبال كردند ، گويا قرآن براى دشمنان ما نازل شده بود ، كه نداى وحدت آن را شنيدند و در برابر ما همگى جبهه گرفتند ، و در نتيجه ما را به خاك سياه نشاندند آنها كه با شعار هميشه زنده تاريخ كه هرگز كهنه نمىشود ، يعنى : « تفرقه انداز و حكومت كن » ممالك اسلامى را دچار تشتّت كردند ، آنها كردند آنچه كه كردند و ما هنوز خوابيم ! آرى برادرم تا وقتى قرآن را فقط در طاقچه‌هاى خانه‌ها و در كنار مقابر و مجالس ترحيم و در موقع خطبه عقد و انتقال از منزلى به منزل ديگر و در وقت مسافرت رفتن به كار گيريم ، وضع به همين منوال است ، و بايد از بيمارى فردى و اجتماعى بناليم ، واقعاً شرم‌آور است كه با قرآن چنين كرديم و با چه روئى در قياس به محضر رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) و قرآن عزيز و بالاتر از همه خداوند متعال رويم ، آيا به ما نمىگويند هدف از نزول قرآن همين بود كه كرديد ؟ ! قرآن كتاب عدالت ، مساوات ، آزادى و حق و خير است ، و در يك جمله كتاب شفاى تمام دردها است ، درد روحى ، اجتماعى ، تربيتى ، اخلاقى و غيره ، همه امراضى