تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
ب - شفاء روحانى و باطنى - 1 - ( قَدْ جَاءَتْكُمْ مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ) : « موعظه و شفائى براى سينه‌ها و قلبهاى شما و هدايت و رحمتى براى عالميان از طرف پروردگارتان براى شما آمد ( و آن قرآن بود ) » . « 1 » 2 - ( وَنُنَزِّلُ مِنْ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ) : « نازل مىكنيم قرآنى را كه شفاء و رحمت براى مؤمنين است » . « 2 » 3 - ( قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَشِفَاءٌ ) : « بگو اى پيامبر براى مؤمنين كه قرآن هدايت و شفا است » « 3 » تا به اينجا روشن شد كه قرآن شفاء دردهاى بىدرمان معنوى و باطنى مؤمنين است و در مقابل افزاينده بيمارى كافرين و منافقان لجوجى است ، كه ديگر در برابر سخنان حق خاضع نمىشوند و همچون خفّاشانى از نور حقيقت قرآن گريزانند . ممكن است گفته شود ، چرا قرآن شفاء و دواى درد باطنى مؤمنين است و افزاينده درد كافرين و ظالمين ؟ ! ( ولا يَزيدُ الظالِمينَ الّا خَسارا ) در جواب گوئيم : قرآن داروئى است كه : با روحهاى مستعدّ داراى ايمان تناسب دارد ، و براى اين گونه بيماران مفيد است ، و امراض چنين بيمارانى را بر طرف مىكند ولى با روحهاى كفار و منافقين و مشركين لجوجى كه قلب آنها سياه شده تناسب ندارد ، بلكه بيمارى آنها را تشديد مىكند ، مثل اينكه بعضى بدنها با پنىسيلين سازگار نيست ، و به همين جهت در موقع تزريق تست مىكنند ، تا ببينند اثر سوء نداشته باشد ، همين پنىسيلين در افرادى مفيد و نابود كننده ميكروب و شفابخش است . همين مطلب در امراض روحى هم هست ، قرآن داروئى است كه با ساختار روحى مؤمنين سازگار است ، و لذا شفا حاصل مىشود ولى با ساختمان روحى
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 57 . ( 2 ) . سوره الاسراء ، آيه 82 . ( 3 ) . سوره فصّلت ، آيه 44 .