عقاب واقع شديد ، پس عقاب كنيد و انتقام گيريد ، به مثل آنچه عقاب شده و مورد ناراحتى قرار گرفتيد ، ولى اگر صبر كنيد ، بهتر براى صابرين است » . « 1 »
پس عفو را سرلوحه زندگى خود قرار ده ، و از ظلمهائى كه به تو مىرود تا مىتوانى درگذر ، تا خدا از تو درگذرد ، خصوصاً اگر از ناحيه مسلمان و همكيشى يا همسايه و دوستى به تو رسد .
در همين جا اشاره كنم كه : صبر محرّم ( حرام ) از اين موارد استثناء است ، مثلا انسان صبر كند دست يا پاى او يا فرزندش را قطع كنند ، و به طور كلى صبر كند ، تا آسيب مالى و جائى به او و خانوادهاش رسانند و يا صبر كند تا به ناموس او تعرض كنند . مسلماً در اين گونه امور صبر جائز نبوده ، و بلكه موجب عقاب است ، و اين گونه صبرها و صبرهائى كه مايه ذلت و فروتنى در برابر ظالم است ، همان صبرى است كه ما در اول بحث آن را مطرود دانستيم ، و تفسر كسانى را كه صبر را مايه ظلمپذيرى مىدانستند ، قبول نكرديم ، ولى در غير اين موارد صبر چه بسا واجب و لااقل مستحب است ، و صبر در مواردى كه امر به گذشت و عفو داده شده ، هرگز ظلمپذيرى نبوده ، بلكه يكى از محسّنات اخلاقى است ، كه : حاكى از درونى سرشار از انسانيّت و بزرگى است ، چنان كه پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) در فتح مكه با امثال ابوسفيانها و همانهائى كه ظلمها كرده ، و ستمها بر پيامبر و اصحابش روا داشتند ، معامله عفو نموده ، و فرمود :
« اذهبوا انتم الطلقاء » :
« برويد شما آزاديد » .
و از اينجا روشن مىشود عفوى زيبندهتر است ، كه : قدرت بر عقوبت در آن مورد بيشتر باشد ، يعنى هر چه انسان قدرتمندتر باشد بر انتقامگيرى ، عفو كردن
هامش
( 1 ) . سوره النحل ، آيه 126 - در آياتى ديگر اين مضامين تكرار شده است در آيه 48 سوره احزاب مىفرمايد : ( وَدَع اذاهم و تَوَكَّلْ عَلىَ اللهِ ) ( رها كن اذيت كردن آنها را و بر خدا توكل كن ) در آيه 186 سوره آلعمران در برابر سخنان كفّار و مشركين مىفرمايد : ( ان تُصبِرُوا وَ تَتَّقُوا فانَّ ذلِكَ مِن عَزمِ الامُوُرِ ) ( اگر صبر و تقوا را پيشه كنيد به درستى كه ( نشان ) از قدرت و اراده و پايدارى در كارهاست ) .