تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
والانقباض على حسب مقتضاها » « 1 » : « عفت حالتى براى نفس و نيروئى است كه به سبب آن تدبير غضب و شهوت مىشود و اين نيرو وادار مىكند اين دو را بر مقتضاى حكمت و اين دو را كنترل مىكند از حيث رهائى و عدم رهائى بر طبق مقتضاى حكمت » . لازمه اين تعادل ، انقياد و مطيع بودن تمام قواى بدن است براى عقل و به عبارت ديگر عدالت كمال قوّه عامله است و لازمه آن كمال بقيه قوا است . لازم به ذكر است كه مراد از حدّ وسط كه چهار صفت فوق در آن قرار داشتند ، وسط اضافى است نه حقيقى . وسط حقيقى آن است كه : نسبت به طرفين مساوى باشد مثل 2 كه وسط حقيقى 1 و 3 است و به يك نسبت با طرفين فاصله دارد ، و وسط اضافى آن است ، كه : عرف نزديك به حقيقى بدانند و به قول بعضى ، نزديكترين چيز به وسط حقيقى است ، پس حدّ وسط در بحث ما نزديكترين صفت پسنديده‌اى است ، كه به صفت پسنديده حقيقى كه در وسط قرار دارد نزديك است ، و استقامت بر « حدّ اعتدال نسبى » نياز به تمرين و ممارست دارد ، و استقامت بر حدّ اعتدال حقيقى بسيار مشكل است . صاحب جامع السعادات « 2 » مرحوم نراقى مىنويسد : « از اين رو بعد از نزول آيه 112 سوره هود « فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا » : « اى پيامبر بايست و ثابت باش چنان كه امر شده‌اى با كسانى كه ( به سوى خدا ) با تو رجوع كردند و ( اى مردم ) طغيان نكنيد ( و از حدود الهى تجاوز نكيند ) پيامبر فرمودند : « شَيَّبَتْنى سورةُ هود » : « سوره هود مرا پير كرد » ، زيرا پيامبر يافتند كه وسط حقيقى در بين اطراف غير متناهيه مشكل و ثبات بر آن مشكل‌تر است . » « 3 »
هامش
( 1 ) . نقل از جامع السعادات ، جلد 1 ، صفحه 52 ، چاپ اسماعيليان . ( 2 ) . جامع السعادات ، جلد 1 ، صفحه 62 . ( 3 ) . به نظر مىرسد تفسير مناسب‌تر براى اين آيه ، اين باشد كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بيشتر نگران امّت و « مَن تابَ معك » بودند كه اينها نمىتوانند آنطور كه خداوند خواسته عمل كنند و در مسير مستقيم بدون طغيان حركت كنند و مراد از مسير مستقيم ، حدّ وسط واقعى و حقيقى نيست بلكه اضافى است يعنى آنچه به آن امر شده و انسانها مكلف به آن شده‌اند و حدّ وسط حقيقى ، جداى از اينكه پيدا كردنش مشكل و عمل به آن مشكل‌تر است ، يافتن و ثبات بر آن براى افراد معمولى متعذّر است و از اين روى خود صاحب جامع السعادات بعد از ذكر اين مطلب تصريح دارند به تعذّر يافتن و ثبات بر آن ، و اگر هم ممكن بود ولى به اين حدّ يافتن و ثبات بر آن مشكل بود منافات با « بُعِثْتُ على الشريعة السمحة السهلة » : « مبعوث شدم بر شريعت و دينى كه در آن گشايش و راحتى است » داشت و الله العالم .