تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
حدّ وسط بودنش ، زيرا كه « خير الامور اوسطها » : « بهترين امور حد ميانه آنها است » پس در مورد شكم هم حدّ وسط مطلوب است ، و نبايد رواياتى كه در مدح و فضيلت افراط در گرسنگى آمده ، ما را به اشتباه اندازد ، زيرا شارع مقدّس ، بايد در مقابل طبع سركش چنين سخن گويد ، طبع تمايل به بسيار خوردن و افراط در امور شهوى دارد ، و دافع آن بايد امر به افراط در جانب گرسنگى كند ، تا حالت تعادل ايجاد شود ، اين از اسرار حكمت شريعت است كه هر وقت طبع طلب جانب افراط شىء را كند ، شرع مبالغه و افراط در منع از آن مىكند ، تا فرد به حال اعتدال برگردد ، و براى همين جهت است كه : وقتى پيامبر در مواعظ خود مبالغه در مدح شب زنده‌دارى و روزه گرفتن در روز كردند و سپس فهميدند بعضى از اصحاب تمام شب را بيدار و تمام روز را روزه‌اند ، نهى كردند . اعتدال در خوردن آن است كه به قدرى چيز بخورد كه از طرفى سنگينى و ثقل معده را احساس نكند ، و از طرفى ناراحتى گرسنگى را هم درك ننمايد به قدرى بخورد كه نه سير شود و نه گرسنه بماند ، علامت اين حالت آن است كه اگر شكم خود را فراموش كرده و روى از آن برگرداند ، گرسنگى در او اثر نگذارده ، و او را ناراحت نكند ، بايد تا گرسنه نشده نخورد و تا سير نشده دست از غذا بكشد . مقصود از تغذّى ( غذا خوردن ) بقاء حيات و قوّت پيدا كردن براى عبادت است ، ثقل طعام منع از عبادت و درد گرسنگى مشغول كننده خاطر است ، و به همين مطلب اشاره دارد « كُلوا و اشرَبوا و لا تُسرِفوا » : « بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد » مبادا مثل كسانى باشيم كه به قول شاعر :
كُلوا و اشرَبوا را دُرِ گوش كرد * و لا تُسرِفوا را فراموش كرد
علماى اخلاق مىگويند : براى رسيدن به حال تعادل در خوراك ، بايد گاهى نان خشك و نان جو تناول