تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
هم معصوم است ، و حتّى فكر معصيت و نيت گناه را هم به ذهن مباركش خطور نمىدهد ، و اين حديث فقط در محدوده اعمال و افعال صحبت مىكند ، يعنى اگر انسانى عملى نداشت كه موجب حيا و خجالت او شود داراى ملكه تقوى است ، اگرچه در صقع و ناحيه نيت دچار خطا شود ، پس غير معصوم هم مىتواند مصداقى براى اين سخن گهربار على ( عليه السلام ) باشد . « 1 »

اهميت تقوى در قرآن

بعد از تفسير مفهوم تقوى به اهميت اجمالى آن در قرآن مىپردازيم ، آيات زيادى در قرآن تقوى و اهميت آن را مورد بررسى قرار داده و ما فقط به هفت آيه بسنده مىكنيم : 1 . ( ذلكَ الكِتابُ لا رَيْبَ فيه هُىً للمُتَّقين ) « 2 » اين كتاب يعنى قرآن شك و ريبى در آن نيست و هدايتگر متقين است . خداوند در اين آيه تقوى را زمينه پذيرش هدايت و متّقين را شايسته آن مىداند ، اگر سؤال شود ما به سوى قرآن مىرويم تا متقى شويم ، بعد از تحصيل ملكه تقوى ديگر لازم نيست به آن رجوع كنيم ، زيرا اين رجوع اگر براى تحصيل ملكه تقوى باشد تحصيل حاصل است ؟ جواب مىدهيم كه تقوى يك حقيقت مشككه و داراى مراحل مختلفى است همان گونه كه نور داراى مراتب مختلفى است ( 40 وات ، 60 وات ، 100 وات و غيره ) ، حداقل مرتبه تقوى تسليم حق بودن است اگرچه عقيده به خدا و پيغمبر نداشته باشد ،
هامش
( 1 ) . قابل توجه است كه تعريف دوگونه است : 1 . تعريف به جنس و فصل يك شىء كه حقيقت آن مشخص مىشود 2 . تعريف به عوارض . از 6 روايتى كه ذكر كرديم مىشود گفت معرف تقوى به عوارض بود يعنى از لازم پى به ملزوم بردن . ( 2 ) . بقره ، آيه 2 .