تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
شدند ، در آن مجلس فردى آب طلب نمود ، و ميزبان جام شراب به دست او داد ، ناگهان حضرت از جا برخاستند و سخنى به اين مضمون فرمودند : اينجا جاى من نيست ، زيرا خداوند دوست ندارد من در مجلسى كه مورد نهى اوست ، باشم و بر طبق همين روايت فقها فتوى به حرمت رفتن در مجلس معصيت مىدهند و حتّى نماز را در همچو مجلسى هم باطل مىدانند . 2 . قال على ( عليه السلام ) : « مَنْ مَلِكَ شَهوتَهَ كانَ تَقِيّا » « 1 » - كسى كه مالك شهوت خود باشد ، متّقى است ، يعنى متّقى كسى است كه : بتواند قوّه شهوانى خود را تحت اختيار خود گيرد و هچ موقع مغلوب آن نشود ، همانطور كه انسان مالك و غالب بر اموال خود است ، نه مغلوب آن . 3 . قال على ( عليه السلام ) : « المُتَّقى مَنْ اتِّقِى الذُّنوب » « 2 » - متّقى كسى است كه : از گناهان بپرهيزد و پروا داشته باشد و پرده عصمت ، بين خود و خدا را ندرد . 4 . قال رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله ) : « تَمامُ التَّقوى انْ تَتَعلّم ما جَهِلتَ وتعمَلَ بما عَلِمتَ » حقيقت كمال تقوى اين است كه هرچه را نمىدانى ياد بگيرى ، زيرا جهل عذر نيست و در روز جزا در جواب كسى كه مىگويد جاهل به احكام بودم خطاب مىشود ( هلّا تعلّمت ) چرا ياد نگرفتى ؟ علاوه بر اين كه بر توشه علم مىافزائى بايد به آنچه انباشته‌اى عمل كنى و الّا برف انبار كردن و عالم بىعمل بودن مثل درخت بىميوه است ( العالِمُ بِلا عَمَل كالشَّجَرِ بِلا ثَمَر ) و به تعبير قرآن ( كَمَثَلِ الحِمارِ يَحْمِلُ اسفارا ) به الاغى مىماند كه بر پشت آن كتاب انباشته شده ، و چه بسا نمىداند بر روى او چه چيزى سنگينى مىكند . 5 . قال على ( عليه السلام ) فى خطبه 16 نهج‌البلاغه : الا وَانَّ الخَطايا خَيْل شُمُس
هامش
( 1 ) . غررالحكم . ( 2 ) . همان .