السّماء وَالارْضِ ) « 1 » - اگر اهل قريهها ايمان آورده و تقوا پيشه مىكردند ، بركات زمين و آسمان را بر آنها مىگشوديم ، تقوى موجب ازدياد بركات ارضى و سماوى و عامل مؤثر در بهبود اقتصاد است ، اين آيه اشاره دارد ، به اين كه : تقوى علاوه بر منافع معنوى و اخروى ، منافع مادى و دنيوى هم دارد ، و موجب رونق كسب و كار است ، در سوره نوح هم اشاره به اين مطلب شده است ، آنجا كه مىفرمايد : ( فَقُلْتُ اسْتَغْفِروُا رَبَّكُم انَّه كانَ غَفّاراً يُرسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَيُمْدِدْكُمْ بِامْوال وَنَنين وَيَجْعَل لَكُم جَنّات وَيَجْعَل لَكُم انهاراً ) ، « 2 » در اين آيهها حضرت نوح به قوم خود مىفرمايد : ( از روش خود توبه و بازگشت كرده ، و به دامن ايمان و تقوى روى آوريد تا خداوند باران را پس از خشكسالى فراوان ، بر شما نازل كند ، و شما را داراى اموال و فرزندان و باغها و نهرها نمايد ) . جاى هيچ تعجب نيست كه تقوى مىتواند منشأ اين همه خيرات و بركات و مؤثر در بهبود اقتصاد باشد ، زيرا مگر تمام علل در اين عالمى كه نظامش مبتنى بر قانون عليت است روشن شده كه جاى تعجب باشد ، بله همانطور كه معجزه انبيا مستثنى از قانون عليت نيست ، و داراى علت است ، منتها علت فوق عادى دارد ، كه اراده پيامبر است ، آبادانى و رشد اقتصادى هم عللى دارد ، منتها يكى از علل آن تقوى و ايمان به خداوند است ، كه فوق علل مادى و عادى است ، و به همين جهت كه سبب فوق اسباب عادى است ، معجزه را عملى فوقالعاده مىدانند ، نه محال ذاتى كه امكانش در عهده كسى نباشد ، يعنى اگر شخص ديگرى هم بتواند آن اراده نبوى را كسب كند ، معجزه تحقق ذاتى پيدا مىكند ، ولى حكمت خداوند اجازه نمىدهد آن اراده را در اختيار افراد عادى قرار دهد .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 96 .
( 2 ) . نوح ، آيات 10 تا 12 .