اهل معرفت است « 1 » شعار لباسى است كه زير مىپوشند ، و با موى بدن در تماس است ، ودثار لباس روئين است ، وقتى مىگويند فلان چيز شعار ما است يعنى چسبيده به تن ما است ، در كلام امام صادق ( عليه السلام ) هم معنى چنين است كه حزن
هامش
( 1 ) . لازم به ذكر است كه اساس عرفان اسلامى ، كتاب و سنت و روايات و سيره معصومين عليهمالسّلام است و اصولا بايد گفت اسلام براساس عرفان بنا شده است لكن گاهى اشتباهاتى رخ داده و عرفان اصيل با عرفان قلابى خلط شده ، از عرفانهاى وارداتى عرفان اهل تصوف است ، جا دارد در اينجا به ريشه سخنان اينان و تاريخچه تصوف نظرى اجمالى بيفكنيم اصول و ريشه گفتار اين جمعيت را چنان كه استاد در كتاب جلوه حق آوردهاند ، مىتوان در چهار چيز خلاصه كرد .
الف - دستوراتى كه از مؤسسين اين مسلك « هندوها ، يا شاميها يا غير آنها » دست به دست آنها رسيده است .
ب - قسمتى ازمطالب و معارف يونان قديم كه پس از ترجمه كتب آنها به زبان عربى و نشر آن در ميان مسلمين به آن ممزوج شده است ، از سرجان ملكم انگليسى نقل شده كه در كتاب تاريخ معروف خود مىنويسد : « اعاظم اين سلسله ( صوفيه ) با اقوال ارسطو و افلاطون آشنائى تمام دارند ، و در كتب معروف ايشان نقل قول افلاطون بسيار است ، تا آنجا كه مىگويد : اگر شرح حال و آراء فيثاغورث به فارسى ترجمه شود بعينه شرح حال و عقايد يكى از اولياء صوفيه به خرج خواهد رفت ، افسانه دخول وى در اسرار الوهيت و استغراق وى در افكار و خوارق عادت و مَيَلان كلى خاطر او به موسيقى ، و وضع آموختنش مريدان را و تحمل مشاقى كه كرد و نوعى كه فوتش اتفاق افتاد همه بدون كم و بيش شرح حال يكى از اعاظم متصوفه است » .
اين سخن اگر چه درباره هر كدام از متصوفه و هر كدام از حكماء يونان صادق نيست ولى بطور اجمال آميزش افكار يونانيان را به عقائد صوفيه تأييد مىكند ، مخصوصاً فلسفه اشراق ارتباط و تناسب بيشترى با افكار آنها دارد .
ج - يك رشته ذوقيات و شعريات كه به مرور زمان از طرف صاحبان ذوق شعرى و عرفانى اختراع و با دو قسمت سابق آميخته شده است ، و به همين جهت است كه بسيارى اوقات مدرك پارهاى از سخنان ايشان فقط يك مطلب شعرى ( به اصطلاح اهل منطق ) و يا يك فرد شعر است .
د - قسمت زيادى از معارف و حقايق اسلامى كه تا حدى با اصول سهگانه سابقه نزديك و يا قابل نزيك كردن و تأويل كردن بوده است ، روشن است كه : در اثر اين موضوع ( يعنى گردآورى عقايد صوفيه از نقاط مختلف بسيارى اوقات تناقضاتى پيش مىآيد كه ناچار بايد بوسيله تأويلات رفو شده و همين است كه اصل « تأويل و توجيه » يا به تعبير آنها مغز و معنى را يكى از پايههاى تصوف اسلامى قرار داده است ( جلوه حق چاپ دار الفكر ، صفحه 48 - 47 ) .