تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
جهان بگذار بر مشت علف خوار * مسيحا وار از آنجا دست بردار « 1 »
مسأله‌اى كه قابل طرح است ، تضادّ ابتدايى در بين آيات و روايات است ، از بعضى از آيات استفاده مىشود كه متقيان و اولياء خدا غم و غصه‌اى ندارند ، « الا ان اولياء الله لا خوفٌ عليهم و لا هم يحزنون » : « آگاه باشيد كه دوستان خدا ، نه خوفى و نه حزنى بر آنها مستولى مىشود » . علماء ترس و خوف را درباره آينده ، و غم و غصه را نسبت به گذشته مىدانند ، يعنى ترس و خوفى نسبت به حوادث آينده ندارند ، و از طرفى هم چون چيزى را تاكنون از دست نداده‌اند ، محزون نيستند . در آيه ديگر دارد كه : ( إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ) « 2 » : « كسانى كه گفتند پروردگار ما الله است ، سپس استقامت كردند ، نازل مىشود ، بر آنها ملائكه به اينكه خوف نكنيد و محزون نگرديد و بشارت باد شما را به بهشتى كه وعده داده شده بوديد » و در حالى كه مولاى متقيان يكى از صفات پرهيزكاران را در اين خطبه حزن قلبى ( قُلوبُهم مَحزونه ) شمرده است ، در روايتى هم آمده « المؤمن بُشْرُهُ فى وَجْهِه حُزْنُه فى قَلْبه » « 3 » : « مؤمن سُرورش در صورتش و حُزن او در قلبش مىباشد » اين كلام گوياى وجود حزن و اندوهى در نهاد آنها است . امام صادق ( عليه السلام ) هم فرموده‌اند « الحزنُ شعار العارفين » : « حُزن و اندوه علامت
هامش
( 1 ) . جامع السعادات ، جلد 3 ، بحث حزن ، صفحه 212 و اشعار از معراج ، صفحهه 611 ، بحث حزن استفاده شده است . ( 2 ) . سوره فصّلت ، آيه 31 . ( 3 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار ، كلمه 325 فيض و 333 صبحى صالح در غرر الحكم از على ( عليه السلام ) هم آمده : انّ بشر المؤمنِ فى وَجْهِه وقُوّتَه فى دينه و حُزنه فى قلبه ( به نقل از ميزان الحكمة ، جلد 1 ، صفحه 419 ) .