2 - درباره عبادت پروردگار خود چه در عَلَن و چه در خفا كوتاهى نكرده ، و اوامر او را به كار انداخته ، و از نواهى اجتناب مىكند ، و به طور كلى يقين او به عظمت خداوند عامل سر بر خاك نهادن و خضوع در برابر پروردگار او است ، و دائماً محزون است از مراحل بعد از مرگ ، و اينكه دنيا به كسى وفا نمىكند ، و به واسطه يقينى كه در اقيانوس وجود او موج مىزند ، راضى به قضا و قدر الهى است ، و اين علامات هر يك گنجى است كه بدون رنج ميسر نشود .
در داستان حضرت موسى و خضر ( على نبينا و آله و عليهما السلام ) در سوره كهف « 1 » دارد كه آن دو بزرگوار در شهرى مشغول ساختن ديوارى شدند ، كه زير آن گنجى بود ، مخصوص دو يتيمى كه پدر و مادرشان از صلحاء بودند ، امام صادق ( عليه السلام ) مىفرمايند آن گنج ( گنج مالى نبود بلكه ) اين عبارات بود :
« بسم الله الرحمن الرحيم : عَجِبْتُ لِمَنْ ايقَنَ بالموت كيف يَفْرَح ، وعجبت لِمَنْ أيقَنَ بالقَدر كيف يَحْزَن ، وعَجِبْتُ لِمَنْ ايقَنَ بالدنيا وتَقَلّبِها باهلها كيف يركن اليها » : « 2 »
« به نام خداوند بخشنده مهربان ، تعجب مىكنم از كسى كه يقين به مرگ دارد » چگونه خوشحال است ، و تعجب مىكنم از كسى كه يقين به ( قضا و ) قدر الهى دارد ( و مىداند هرچه خداوند متعال بخواهد همان است ، خواه روزى و رزق و خواه ديگر مسائل باشد ) چگونه محزون است ، و تعجب مىكنم از كسى كه يقين ( و شناخت ) به دنيا و نحوه معامله و تحولات آن به اهل دنيا دارد ، ( مىداند كه دنيا فىنفسه چه جايگاهى در دستگاه خلقت دارد ، و وسيلهاى و مزرعهاى بيش نيست ، و مىداند كه به اهل دنيا وفا نمىكند ) چگونه اعتماد به آن مىكند » .
هامش
( 1 ) . « وَامّا الجدارُ فَكانَ لِغُلامين يُتيمَينِ فى المدينة و كانَ تحتَه كنْزٌ لَهُما و كانَ ابوهما صالحاً فَارادَ ربُك انْ يَبْلُغا اشُدَّهما ويَسْتَخرِجا كَنْزَهُما رَحْمةً مِنْ زَبّك و ما فَعَلْتُه عَنْ امرى ذلك تَأويلُ مالَمْ تَسْتَطع عليه صَبْراً » ( سوره كهف آيه 82 ) .
( 2 ) . - جامع السعادات ، جلد 1 ، صفحه 158 .