تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
ضعيف . ميّت و فانى مىداند و اين پرثمرترين حالتى است كه انسان نسبت به حق پيدا مىكند ، و اين مرحله حقّ اليقينى است . البته با تدبر در آيات قرآن و روايات معلوم مىشود كه انسان از طريق علم اليقين به مرتبه عين اليقين و از عين‌اليقين به مرحله حق‌اليقين مىرسد ، در علم‌اليقين فعاليت مغزى و عقلى دخالت دارد ، و در عين‌اليقين فعاليت قلب ، و در حق‌اليقين جذبه الهى و عنايت خداوندى
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى * كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد » « 1 »
صاحب جامع السعادات « 2 » سخنى دارد كه ترجمه آن چنين است : « فوق مرتبه حق‌اليقين را بعضى از اهل سلوك اثبات كرده و تعبير به « حقيقت حق‌اليقين » و « فناء فى الله » كرده‌اند و آن ديدن عارف است ذات خود را كه مضمحل و محو در انوار خداوندى و سوخته پرتو جمال او شده ، به طورى كه ديگر استقلالى براى خود نمىبيند ، و تشبيه كرده‌اند به اينكه كسى يقين به وجود آتش كند ، به واسطه داخل شدن در آن و سوختن پروانهوار در آن « 3 »
هامش
( 1 ) . عرفان اسلامى ، جلد 1 ، صفحه 341 . ( 2 ) . جامع السعادات ، ج 1 ، ص 3 - 2 - 161 . ( 3 ) . استاد مىفرمود : از اين فراز نهج‌البلاغه مىتوان هم مرحله حق‌اليقين و هم عين‌اليقين را استفاده كرد ( كمن قد رَاها ) اشاره به عين‌اليقين و ( هم فيها مُنَعّمون ) اشاره به حق‌اليقين باشد ، ولى به نظر مىرسد كه « فاء » چون تفريع بر ( قد رَاها ) است ، معنى چنين است ، پرهيزكاران در اثر يقين به وعده‌هاى خداوند و مكاشفه حقايق ، مثل كسانى مانند ، كه با ديده ظاهرى بهشت را مشاده مىكنند ، كه در آن مُتَنعِّم‌اند و در اثر يقين به وعيدهاى خداوندى به منزله كسانى هستند كه با ديده ظاهرى جهنم را مىبينند ، كه در آن معذّبند ، و اين معناى عين‌اليقين است ، نه حق‌اليقين ، بله اگر اين طور تشريح كنيم : كه پرهيزكاران مثل كسانى هستند كه مىبينند بهشت را كه الان در آن متنعّم‌اند ، و مثل كسانى هستند كه جهنم را مشاهده مىكنند ، كه الان در آن معذّبند ، به مفهوم حق‌اليقين نزديك است ، ولى نهاية عبارت يكى از اين دو را مىفهماند نه هر دو معنا را ، فرق معنى اول و دوم اين مىشود كه رؤيت در معناى اول به نحوى است كه پرده‌ها كنار رفته ، و بهشت و جهنم و جايگاه ساكنان آنها را مىبينند ، همچنان كه حجاب‌ها و موانع بر طرف شده و آتش را مشاهده مىكنند ، و در معناى دوم اين رؤيت به نحوى نيست كه منظرهوار نظاره‌گر حقايق باشند بلكه بهشت و جهنم را مىبينند در حالى كه همين الان در آنها خود را احساس مىكنند ، مانند كسى كه به وجود آتش يقين كرده زيرا خود را در آتش ديده و و سوزش و الَم آن را بر جان خود احساس مىكند .