حقيقتى است ، علم يقين مطالعت است و عين يقين مكاشفت است و حق يقين مشاهدت است .
علم يقين از سماع رويد و عين يقين از الهام رويد و حق يقين از عيان رويد ، عليم يقين سبب شناختن است و عين يقين از سبب باز رستن است و حق يقين از انتظار و تميز آزاد گشتن است .
به عبارت سادهتر علم اليقين آن است كه از طريق استدلال و برهان انّى و لمّى « 1 » وجود چيزى را بدانند و قطع جازم به آن پيدا كنند ، علماء تشبيه كردهاند به اين كه از دور دودى ديده شود و از طريق معلول پى به علت برده شود ، يعنى از دود پى به وجود آتش برده شود .
در كتاب عرفان اسلامى نيز درباره علم اليقين چنين مىگويد : علم اليقين قبول برنامههايى است كه از طريق انبياء عليهمالسلام از قبيل ايمان و اسلام و معجزات كه همه دلالت دارند از جانب حقاند ، به ما رسيده و نيز قبول آخرت و احوال روز قيامت و بهشت و جهنم و هرچه كه متعلّق به فرد است مىباشد و نيز ايستادگى و پا برجايى بر امورى است كه بندگان به آن هدايت مىشوند و يقين آنان تقويت مىگردد » . « 2 »
عين اليقين آن است كه به مرحله شهود برسد و در اين مرحله شخص با ديده بصيرت و باطن كه روشنتر از ديده بصر و ظاهر است ، نظارهگر حقايق است ، ذِعلب يمانى از سيد اولياء امام على ( عليه السلام ) سؤال كرد : « هل رايت ربّك ؟ » فرمودند : « لم اعبد ربّاً لَمْ ارَه » ( عبادت نكردم پروردگارى را كه نديدهام ) اين جواب حضرت اشاره به اين مرتبه از بصيرت دارد كه گفتم : به مراتب روشنتر از ديده بصر است .
هامش
( 1 ) . برهان ان ، از معلول به علت پى بردن و برهان لِمْ از علت پى به معلول بردن است ، اولى مثل آن كه از حركت برگ درختان به وزيدن باد پى ببريم و دومى مثل ان كه از نامتعادل بودن وضع مزاجى شخصى پى به تب داشتن او ببريم .
( 2 ) . عرفان اسلامى ، جلد 1 ، صفحه 340 .