تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
شد و وصلت او با فرعون به او ضررى نرسانيد و نقصى در قرب و منزلت او در نزد حضرت عزّت پيدا نشد . نقل است وقتى كه ساحران سحر خود را نمودند و موسى ( على نبينا وآله وعليه السلام ) عصاى خود را بينداخت و اژدها شد و آنچه ايشان سحر ساخته بودند از حبال و عصى همه را فرو برد ، آسيه ايمان آورد و مدتى ايمان خود را از فرعون پنهان مىداشت ، چون فرعون بر آن مطلع گشت وى را گفت كه از دين برگرد ولى او برنگشت ، دستور داد تا او را چار ميخ كرده در آفتاب بينداخت . . . و فرعون گفت تا سنگى بزرگ آوردند و حكم شد تا بر سينه وى نهند . آسيه چون آن سنگ بديد ، نجات از فرعون و دخول در جنت از حضرت عزّت درخواست . ( اذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِندَكَ بَيتاً فِى الجَنَّةِ وَ نَجِّنِى مِن فِرعَونَ وَ عَمَلِهِ وَنَجِّنِى مِنَ القومِ الظالمين ) خداى بزرگ دعاى وى مستجاب كرد و حجاب از پيشاوى برداشت پيش از آن كه سنگ بر او واقع شود خانه وى به وى نمود كه از يك در سپيد بود وى خوشحال گشت بعد از آن روح وى قبض كرد و آن سنگ بر جسد بيجان آمد و عذاب فرعون نچشيد . راستى اين گونه ايمان‌ها در اين گونه بشرها از عجايب است ، انسانى كه مقام دوم مادى و رياستى مملكتى است ، زنى كه به انواع زيور و آرايش دنيا آراسته است ، فردى كه همه گونه وسايل عيش و نوش مادى برايش فراهم است ، پس از درك حقيقت و يافتن محبوب واقعى او را بر هر چيزى ترجيح دهد و به آنچه وابسته است و تعلق قلبى دارد در راه او از آن بگذرد و انواع رنج‌ها و مشقّت‌ها را تحمل كرده و حتى جان شيرين خود را در بحبوحه جوانى نثار محبوب خود كند ، آرى « و دليل الحبّ » ايثار المحبوب على ماسواه » « 1 »
هامش
( 1 ) . عرفان اسلامى ، جلد 1 ، صفحه 332 .