غَفَر الله ( خدا تو را عفو كند ) ، على راضى نشد گفت من صورت خود را روى خاك در برابر تو مىگذارم و تو كف پايت بر چهرهام بگذار تا خدا از من راضى شود او از اين كار امتناع كرد ، على او را قسم داد و او چنين كرد . در همين حال على مىگفت : « اللّهم اشهَد » : « خدايا تو شاهد باش » ( كه من صورتم را به خاك پاى او زينت دادم و به قدرى خود را كوچك كردم كه جوابگوى آن تكبرم باشد . سپس بيرون آمده و سوار شد و همان شب به مدينه بازگشت اين بار امام او را پذيرفتند . « 1 »
از اين واقعه تاريخى مىتوان استنباط كرد كه ايمان چه مىكند نيرويى است كه قيامت ايستاده وزير هارون را خم كرده و صورتش را به خاك مىمالد .
3 . خوف و رجاء : سومين مطلب قابل بحث در ذيل اين فراز مسئله خوف و رجا است ، پرهيزكاران يكپارچه ترس و خوف نسبت به عذاب و يكپارچه اميد و شوق نسبت به ثواب الهى هستند ، خوف و رجا به آنان اجازه تعلق و دلبستن به اين دنيا را نمىدهد و اگر اجلهاى ثبت شده آنها نبود مرغ روحشان از قفس تنشان پرواز كرده و بر شاخسارهاى بهشتى متنعم مىشد .
چنين قفس نه سزاى من خوش الحان است * روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم
دو نيرو بايد در رابطه با روح فعاليت كند ، چنان كه همانند اين دو نيرو در رابطه با جسم قابل مشاهده است در علوم تجربى اثبات شده كه انسان داراى دو نوع عصب است : 1 . سمپاتيك كه محرك است 2 . پاراسمپاتيك كه كنترل كننده و بازداردنده است .
اگر عصب اول حاكم و برتر از عصب دوم عمل كند ، ضربان قلب بالا رفته و موجب مرگ مىشود . عصب نوع دوم كنترل كننده اين ضربان و به منزله ترمز
هامش
( 1 ) . منتهى الآمال ، چاپ كانون انتشارات علمى ( 2 - 1 ) ، جلد 2 ، صفحه 249 در احوالات موسى بن جعفر عليهالسّلام .