تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
عجيب‌ترين آنها اين عبارت ( مذكوره ) است و اين دال بر بلنداى كلام لقمان است كه جا دارد با آب طلا نوشته و در خانه‌ها نصب گردد .

سخنى از ابن ميثم شارح نهج‌البلاغه :

او در ذيل اين فراز مىگويد : شوق و خوف زمانى كه به حد ملكه رسد مستلزم دوام كوشش در عمل و اعراض از دنيا است و مبدا اين شوق و خوف تصور و توجه به عظمت خالق است كه به قدر اين تصور و توجه عظمت وعد و وعيد او متجسم شده و به حسب اين تصور قوه خوف و رجاء ايجاد مىگردد كه اين دو ، دو درب عظيم براى ورود به بهشت الهى است . « 1 » بحثى كه در اينجا قابل طرح و مناسب است ، بحث درباره مرگ و سبب ترس از آن است ، مرگى كه همه به جز پرهيزكاران از آن در خوف و هراسند . مرگ چيست ؟ مسئله مرگ از مشكل‌ترين مسائل بشر بوده و هست ، او درصدد حيات ابدى و جاودانى بوده ، ولى هنوز موفق به تحقيق و تحصيل آن نشده است . قدرتمندترين سلاطين ، بزرگان ، علماء ، دانشمندان ، حكماء ، فيلسوفان ، انديشمندان و متفكران در طى قرون و اعصار با تمام قواى مادى و معنوى به تكاپو افتاده‌اند تا اين مسئله را حل كنند امام افسوس كه به اين مسئله راهى نبرده‌اند . فيلسوف شرق و رواج دهنده مكتب مشاء شيخ الرئيس ابوعلى سينا از جمله اشعار معروف و مشهور او است كه :
از قعر گل سياه تا اوج زُحل * كردم همه مشكلات گيتى را حل بيرون جستم ز قيد هر مكر و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح ابن ميثم ، جلد 3 ، صفحه 415 . ( 2 ) . اين رباعى را در لغت نامه دهخدا از جمله اشعار فارسى ابوعلى سينا در ماده ابوعلى سينا در صفحه 654 آورده است و نيز در كتاب جشن نامه ابن سينا جلد اول تاليف دكتر ذبيح الله صفا در صفحه 114 از جمله اشعار فارسى او آورده است و در صفحه 217 از همين كتاب گويد : اين رباعى با خط نستعليق بر روى سنگ مرمر يزد در كتيبه‌اى بالاى سر در مقبره ابن سينا نوشته شده است و ليكن در كتاب رباعيات حكيم خيام كه با مقدمه دكتر فريد رخ روزن در 1304 شمسى در برلين طبع شده در صفحه 97 اين رباعى را از او نقل مىكند كه :از جرم حضيض خاك تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گردون را حل بيرون جستم ز بند هر مكر و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل