تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
طبيعى را به نصف ، ثلث يا ربع ممكن است تقليل دهد ، مثل انتحارها و امراض گوناگون . در تفسير نمونه « 1 » مىگويد : « بسيارى از موجودات از نظر ساختمان طبيعى و ذاتى استعداد و قابليت بقا براى مدتى طولانى دارند ، ولى در اثناء اين مدت ممكن است موانعى ايجاد شود كه آنها را از رسيدن به حداكثر عمر طبيعى باز دارد ، مثلًا يك چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ، ممكن است مثلًا بيست ساعت استعداد روشنايى داشته باشد ، اما وزش يك باد شديد و ريزش باران و يا عدم مراقبت از آن سبب مىشود كه عمر آن كوتاه گردد . در اينجا اگر چراغ با هيچ مانعى برخورد نكند و تا آخرين قطره نفت آن بسوزد سپس خاموش شود ، به اجل حتمى خود رسيده است و اگر موانعى قبل از آن باعث خاموشى چراغ گردد ، مدت عمر آن را « اجل غير حتمى » مىگوئيم . در مورد يك انسان نيز چنين است . اگر تمام شرايط براى بقاى او جمع گردد و موانع بر طرف شود ، ساختمان و استعداد او ايجاب مىكند كه مدتى طولانى ( هر چند اين مدت بالاخره پايان و حدى دارد ) عمر كند ، اما ممكن است بر اثر سوء تغذيه يا ابتلاء به اعتيادات مختلف و يا دست زدن به خودكشى يا ارتكاب گناهان خيلى زودتر از آن مدت بميرد ، مرگ را در صورت اول « اجل حتمى » و در صورت دوم « اجل غير حتمى » مىنامند . مرحوم علامه طباطبايى ( ره ) ذيل همين آيه درباره علت تامه ( سبب تام ) و مقتضى ( سبب ناقص ) مىگويند : « مثالى كه با در نظر گرفتن آن اين دو قسم سبب يعنى سبب تام و سبب ناقص روشن مىشود ، نور خورشيد است ، زيرا ما در شب اطمينان داريم كه بعد از گذشتن چند ساعت آفتاب طلوع خواهد كرد و روى زمين
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، جلد 5 ، صفحه 149 .