مىبينيم اولًا : اسلام دستور داده كه اگر بيمار شديد به سراغ پزشك و دارو برويد ، حتى اگر طبيب كافر باشد ، چنانكه به هنگام ضربت خوردن على ( عليه السلام ) طبيب نصرانى براى آن حضرت آوردند ، ثانياً : دستور داده شده بهداشت را مراعات كنيم ، ثالثاً : اگر در جادهاى خوف خطر هست نرويد ، حتى مسير حج اگر خطرناك بود ، وجوب آن تا رفع خطر برداشته مىشود يعنى تكليفى به گردن شما نيست ، رابعاً : در روايات داريم كه بعضى چيزها مثل صله رحم و شاد كردن پدر و مادر در ازدياد عمر مؤثر و بعضى چيزها مثل قطع رحم ، كشتن پدر و يا توهين به استاد و عالم در تقليل عمر دخيل است ، خامساً : صدقه رفع بلا و قضا مىكند و . . .
تمام اين موارد با اجل مشخص و لا يتغير منافات دارد ، زيرا اگر اجل معين باشد ، و كاسه عمر به لب رسيده باشد ، رجوع به پزشك ، رعايت بهداشت ، نرفتن در مسير خطرناك ، صله رحم ، شاد كردن پدر و مادر و صدقه دادن و . . . بىفايده خواهد بود ، و همچنين اگر اجل نرسيده باشد ، تامين اين موارد هم بىفايده است .
وجه جمع بين اين تنافى ظاهرى را مىتوان از روايات و آيات استفاده كرد و آن اينكه ما داراى دوگونه اجل هستيم ، در روايتى از امام باقر ( ع ) آمده كه از حضرت درباره « قضى اجلًا و اجلٌ مسمى عنده » سؤال كردند حضرت فرمودند : « هما اجلان اجل محتوم و اجل موقوف » ؛ « 1 » اين دو ( يعنى اجلًا و اجل مسمى ) دو نوع اجَلند 1 - محتوم 2 - مشروط « 2 » اين دو اجل گاهى به اجل حتمى و معلق و يا محتوم و غيرمحتوم و يا مطلق و مشروط « 3 » تعبير مىشود : اجل محتوم اجلى است كه در امثال آيه بالا و اين عبارت و فراز از نهجالبلاغه آمده است ، هيچ چيزى نمىتواند
هامش
( 1 ) . تفسير نورالثقلين ، چاپ اسماعيليان ، جلد 1 ، صفحه 704 ذيل آيه 2 سوره انعام نقل از كافى .
( 2 ) . محتوم اشاره به اجلٌ مسمى و موقوف ( مشروط ) اشاره به اجلًا است ( لفّ و نشر مشوّش است ) .
( 3 ) . اجل مشروط يعنى مشروط است به اينكه عاملى زودتر از وقت معين تاثير كرده و اجل برسد مثل كشتن پدر و غيره ) .