خداوندى است كه قادر بر نجات است در آنجا كه هيچ نجات دهنده و فريادرسى نيست » . « 1 »
پس از آيه مورد بحث روشن شد كه مشركين در حال ناراحتى و قطع اسباب ظاهرى متوجه خدا مىشوند ، ولى در هنگامى كه از ميان تلاطم امواج وحشتناك و خروشان دريا نجات پيدا كردند ، دوباره مشرك مىشوند و در مقابل بت به خاك مذلّت مىافتند ، بسيارى از ما چنين هستيم نه فقط مشركين عرب ، در تمام فراز و نشيبهاى زندگى اين طوفانهاى مهيب و وحشتزا يافت مىشود ، ولى وقتى نجات مىيابيم « اذا هم يشركون » : « دوباره مشرك مىشويم » و خدا را فراموش كرده و به غير او متوجه مىشويم ، بايد به مشركينى كه از دريا مىگريزند گفت : آيا خداوند فقط در دريا قدرتمند است ، و در صحرا فاقد قدرت ، آيا در صحراى خشك بىآب و علف نمىتواند با صاعقهاى تو را بسوزاند ، ابر داراى الكتريسيته مثبت و زمين داراى الكتريسيته منفى است ، ابر كمى پايين آمده و صاعقه مىآفريند ، گاهى گله گوسفندى را به آتش مىكشد و گاهى جنگلى را و امان از وقتى كه انسان نقطه اتصال دو جهت مثبت و منفى باشد ، سر او جنبه منفى پيدا كرده و صاعقه بر سر او برخورد مىكند و اين زمانى است كه شىء ديگرى بلندتر از او مثل درخت و كوه و تپهاى يافت نشود ، آيا خداوند نمىتواند سنگى از سنگهاى آسمانى را در صحرا بر سرت فرود آورد ، از آن سنگهايى كه يكى از آنها در سيبرى سقوط كرد و گودال بزرگ چند كيلومترى ايجاد نمود .
قرآن در سوره اسراء پس از تعبيرى مثل آيه 65 عنكبوت خطاب به مشركين مىفرمايد : « افَا مِنْتُم انْ يَخْسِفَ بِكُم جانب البَرّ او يُرسِلَ عَلَيْكُم حاصِباً ثُمَّ لَا تَجِدُوا لِكُم وَكيلًا - ام امِنْتُم انْ يُعِيدَكُم فِيهِ تَارَةً اخرى فَيُرسِلَ عَلَيكُم قَاصِفاً مِنَ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 3 ، طبع جديد ، صفحه 41 ، به نقل از تفسير نمونه ، جلد 16 ، صفحه 342 .