كس آن را در عمر خود تجربه كرده است كه در گرفتارىها هنگامى كه كارد به استخوان مىرسد ، موقعى كه اسباب ظاهرى از كار مىافتند و كمكهاى مادى ناتوان مىگردند ، انسان به ياد مبدأ بزرگى از علم و قدرت مىافتد كه او قادر بر حلّ سختترين مشكلات است . كار نداريم كه نام اين مبدأ را چه بگذارند همين قدر مىدانيم روزنه اميدى به قلب گشوده مىشود ، و نور لطيف و نيرومندى به دل مىتابد ، اين يكى از نزديكترين راهها به سوى خدا است ، راهى از درون جان و سويداى قلب .
ائمه اطهار عليهمالسّلام در هدايت مردم به سوى توحيد و خداشناسى از همين فطرت پاك و نيالوده به شبهات در مواردى استفاده مىكردهاند ، در ذيل آيه 65 سوره عنكبوت آمده كه : شخص شاك و مردّدى را امام صادق ( عليه السلام ) از همين طريق ارشاد فرمودند :
عرض كرد :
يابن رسول الله دُلَّنى على الله ما هو ؟ فقد اكْثَرَ عَلَىّ المجادلون و حَيَّرونى ! فقال له ( عليه السلام ) : يا عبدالله ! « هل ركبتَ سفينة قَطُ ؟ قال نَعَم ، قال فهل كسر بك حيث لا سَفينَةَ تُنْجيك ولا سباحةَ تُغْنيك ؟ قال نعم . قال فهل تَعَلَّقَ قلبُك هنا لك انّ شيئاً مِن الاشياء قادِرٌ على انْ يخلصك مِن وَرْطَتِك قال : نعم .
قال الصادق عليه السلام :
فذلك الشىٌ هوالله القادرُ عَلَى الانجاء حيثُ لا مُنجى و على الاغاثةِ حيثُ لامُغيت » :
« اى فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مرا به خدا راهنمايى كن ، او كيست ؟ زيرا وسوسه گران مرا حيران ساختهاند ، امام فرمود : اى بنده خدا ! آيا هرگز سوار بر كشتى شدهاى ؟ عرض كرد آرى ، فرمود : هرگز كشتى تو شكسته است در آنجا كه هيچ كشتى ديگرى براى نجات تو نبوده ، و قدرت بر شناگرى نداشتهاى ؟ عرض كرد : آرى » ، فرمود در آن حالت آيا قلب تو به اين امر تعلق گرفت كه وجودى هست كه مىتواند تو را از آن مهلكه نجات دهد ؟ عرض كرد
آرى . امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : « او
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩١