تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
كه بايد از او برحذر بود و در جلسات درس اين اشعار از مثنوى را مىخواند . « 1 »
بىگهر را علم وفن آموختن * دادن تيغ است دست راهزن تيغ دادن در كف زنگى مست * به كه افتدعلم‌ناكس رابه دست علم و مال ومنصب وجاه وقران * فتنه آرد در كف بدگوهران
هانرى كربن و جمعى از خاورشناسان كه در شرح زندگى ملاصدرا ( ره ) قلم به دست گرفته‌اند درباره عالمان عصر اين فيلسوف بزرگ كه مركزشان اصفهان بوده چنين مىگويند : امروز در دانشگاه‌هاى شرق و غرب به ندرت مىتوان نظير طلاب علوم مدارس اصفهان را پيدا كرد . اكثر طلبه هايى كه در مدارس اصفهان تحصيل مىكردند ، علم را براى علم ( و تبليغ دين ) مىخواستند نه براى چيز ديگر . . . امروز محصّلى كه وارد دانشگاه مىشود براى اين است كه پس از خاتمه تحصيل بتواند شغلى به دست بيارود و داراى زندگى خوبى گردد . ولى اكثر طلبه‌هايى كه در مدراس اصفهان تحصيل مىكردند براى اين كسب علم مىنمودند كه دانشمند شوند ولو بدانند كه تا آخرين روز زندگى با عسرت مادى خواهند زيست . عسرت زندگى طلبه‌هايى كه در مدارس اصفهان تحصيل مىكردند ، ضرب‌المثل بود . . . « 2 » « محمد زكرياى رازى ( نيز همانند صدرا ) هنگامى كه از صفات دانشجويان پزشكى صحبت مىكند مىگويد : واجب است كه دانشجوى پزشكى ، طبّ را براى جمع مال نخواهد ، بلكه متذكّر باشد كه نزديك‌ترين مردم به خدا ، عالم‌ترين و عادل‌ترين و مهربان‌ترين آنها به مردم است . « 3 »
هامش
( 1 ) . اين ابيات با آنچه در مثنوى صفحه 7 - 296 ( تصحيح نيكلسون ، چاپ اميركبير ) آمده تفاوت‌هايى دارد . ( 2 ) . ملاصدرا فيلسوف و متفكر بزرگ اسلامى ، صفحه 18 . ( 3 ) . رسائل فلسفيه ( محمد بن زكرياى رازى به تحقيق كراوس قاهره 1939 ) صفحه 108 به نقل از پاورقى سيماى فرزانگان ، جلد 3 ، صفحه 37 .